{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات زیر درخت نشسته بود. ساکت. بی‌حرکت.

ات زیر درخت نشسته بود. ساکت. بی‌حرکت.
نه دنبال توجه بود، نه دنبال کمک.
فقط اونجا بود.
با چشم‌هایی که دیگه گریه هم نمی‌کردن.

چند متر اون‌ورتر، اعضا ایستاده بودن.
هیچ‌کس جلو نرفت.

مدیر آه کشید:

– وضعیتش ثابته. اگه بهتر نشه...

جمله رو نصفه خورد.
همه منظورشو فهمیدن.

جونگ‌کوک مشت‌هاشو فشار داد.
جیهوپ زیر لب گفت:

– نه. ما همین‌جا می‌مونیم. حتی اگه هیچی نگه. حتی اگه نگاهم نکنه. ما ولمش نمی‌کنیم.

نامی همون‌طور که به ات نگاه می‌کرد، آروم گفت:

– مجبور نیست حرف بزنه.
فقط لازمه بدونه که هنوز… مهمه.

هیچ‌کس جوابی نداد.
اما کسی هم برنگشت.

همه موندن.

ات هنوز زیر درخت بود.
نفس می‌کشید.

و همین… فعلاً کافی بود.
دیدگاه ها (۰)

زیر درخت – بعد از رفتن جیهوپ و جونگ‌کوکات هنوز نشسته بود.دست...

ات همون‌طور زیر درخت نشسته بود.وقتی گریه‌ش تموم شد، دست‌بند ...

ات ایستاده بود، ساکت.نه به پرستار نگاه کرد، نه به نیمکت، نه ...

فردا از راه رسید.هوا تازه روشن شده بود. آسمون، خاکستری و بی‌...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

PT/2                            ات با گریه : من لیاقت مامان ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ یونگی : باشه عزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط