{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای چشم تو دلفریب و جادو

ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همی‌کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
چون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه به چشم خلق زیباست
تو خوبتری به چشم و ابرو
با این همه چشم زنگی شب
چشم سیه تو راست هندو
سعدی به دو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولو
دیدگاه ها (۴)

عشق تو منطقیعشق من شاعرانهسرم را روی بالشی از سنگ می‌گذارمسر...

شانه‌ات مُجابم می‌کنددر بستری که عشقتشنگی‌ستزلالِ شانه‌هایته...

شاعر: سعید بیابانکیمگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشمکه عقل و د...

از گریه گر گرفته به گهواره کودکم قلبم به شوق توست که دلتنگ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط