{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از گریه گر گرفته به گهواره کودکم

از گریه گر گرفته به گهواره کودکم
قلبم به شوق توست که دلتنگ می زند
این طفل بی زبا ن چه کند چون که گرسنه است
بر سینه های مادر خود چنگ می زند
هرآرزو که سر بکشد در سرشت من
سرخورده اراده من می شود ولی
هرگاه قصد فتح نگاه تو میکنم
تیمور وار پای دلم لنگ می زند
ای مو به موی زلف تو در پیچ و تاب عشق
بی تو سیاه چشم سیاه است سرنوشت
چون منشاء سیاه و سفید است چشم تو
کی چرخشش به روز و شبم رنگ می زند
هر چند چشمه سار حقیقی است عشق دوست
من ماهیم به تنگ مجاز نگاه تو
تا سنگ قلب توست در این عشق عاقبت
دست تو تنگ را به سر سنگ میزند
ای دل تو در خیال به دنبال کیستی
در آب عکس ماه مگر صید کردنی ست
فرق است بین جست پلنگانه سوی ماه
با چنگ روی آب که خرچنگ می زند
تا کی رها شوند چنین مردمان اشک
از قله نگاه تو بر دره دلم
رنگین کمان بیاور و بارانیم نکن
قلبم به عشق توست که دلتنگ می زند

شعر: حمید درویشی
دیدگاه ها (۳)

شاعر: سعید بیابانکیمگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشمکه عقل و د...

ای چشم تو دلفریب و جادودر چشم تو خیره چشم آهودر چشم منی و غا...

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لبکی بشکند سکوت مرا بی گدار، لبت...

از شوکت فرمانرواییها سرم خالی است من پادشاه کشتگانم، کشورم ...

شوقی میان چشم، برای نگاه نیست وقتی که حرف آینه ها غیر آه نیس...

زیباترین الهه‌ی شعر و شعورِ منچشمان توست آینه دارِ حضور منقل...

شکرگزاری عالی اول صبح💚خدایا شکرت بابت قلبی که می‌تپد، روحی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط