ازدواج سوری پارت

ازدواج سوری پارت 72

ـ ات گفت انگشتاش با انگشتای پاش برای اونه
رایدس ـ واای شت
ـ چیشده؟
رایدس ـ ات این بشرو میکشه بهتره بهشون دست نزنیم
ـ چرا؟
رایدس ـ معنیشو نمی دونی بیا بریم
ـ خب بگو
رایدس ـ بیا بریم بالا تا بهت بگم
ـ باشه

رفتیم بالا دیدیم یه نفر کیلید انداخت رو در اومد داخل

ناجیناـ یعنی جیمین خدا بگم چیکارت کنن کی این موقع جلسه داره اخه؟
ـ تو کجا بودی؟
ناجینا ـ اینجا چه خبره؟

رفتیم کمکش وسایلا رو گذتشتیم تو اشپز خونه و جریانو بهش گفتیم

ناجیناـ ات الان حالش خوبه؟
ـ اره خوبه
ناجینا ـ خداراشکر
رایدس ـ تو کجا بودی؟
ناجینا ـ منم رفتم خرید برای خونه حال ابو و میا که خوبه اره؟
رایدس ـ اره خوبن
ناجینا ـ حساب اون دوتا جونور رو دارم
رایدس ـ فعلا که مال ات هس
ناجینا ـ چرا مگه چی گفته
رایدس ـ خب گفته که "انگشتای طرف با انگشتای پاهاش برای منه"
ناجیناـ نگو که؟
رایدس ـ اره
ـ میشه به منم بگین؟
ناجینا ـ خب یه بار ات با یه مرد کله گنده دعواس شد و دقیقا همین جمله رو گفت
ـ خب؟
رایدس ـ خب نداره، طرف دوتای پاش با دستاش رو گچ بود
ـ شیجااا؟
ات ـ اره

ده متر رفتم هوا برگشتم دیدم ات پشت سرم وایساده

ویو ات

ته ده متر رفت هوا

ـ چته؟
ته ـ مگه بت نگفتم استراحت کن؟
ـ تشنم بود اومدم اب بخورم
ته ـ برو الان ابم برات میارم
ناجینا ـ یااا خوبی که؟
ـ اره بابا خوبم*لبخند*
رایدس ـ من این لبخندو میشنایم برو گمشو رو تخت
ـ من خوبم بعدم جای تو اونجاس نه من
رایدس ـ باشه الام میبینم

رایدس اومد نزدیکم انگشتشو فشار رو زخمم خود به خود خم شدم

رایدس ـ من خوبم*اداشو در میاره با صدای مسخره*
ـ یااااا*با داد*
رایدس ـ یااااا*اداشو در میاره*
ـ دالاجیماا
رایدس ـ *باز اداشو در میاره *

افتادم دمبال از قدرت روباه بودنش استفاده کرد و مث جت میرفت اینور و اون ور منم دنبالش میرفتم تا اینکه گوششو گرفتم کشیدم سیری زدمش

ـ دفع اخرت باشه ادای نوناتو در میاری
رایدس ـ انگار من داداش کوچیکتم
ـ کمتر حرف بزن
نیانگ ـ اوما؟
برگشتم دیدم نیانگ از اتاق اومده بیرون رفتم پیشش

ـ سلام دختر قشنگم
نیانگ ـ نمی تونم بغلت کنم
ـ چرا؟
نیانگ ـ اخه دردت میگیره
ـ نه مشکلی نیس
ته ـ فقط اروم
نیانگ ـ باشه

اومد بغلم کرد منم بغلش کردم

ـ وووییی روباه خوشگلم
ته ـ نیانگ گرگه
ـ روباهه
ته ـ نع گرگه
ـ روباهه

نیانگ از بغلم اومد بیرون رفتم پیش تهیونگ

ـ نیانگ روباهه
ته ـ نع نیانگ گرگه
ـ نع روباهه
ته ـ نع روباهه

یه لحظه ته سوتی داد

ـ بفرما گفتی روباهه
ته ـ نع من نگفتم
نیانگ ـ قبول کن دیگه گفتی
ته ـ باشه نیانگ روباهه
ـ افرین *لبخند *
میا ـ اوما موچی گرفتی؟
ناجینا ـ اره بیاین بخورین
ـ وااای من گشنمه
دیدگاه ها (۰)

ازدواج سوری پارت 73ناجینا ـ خب عشقم منم گشنمه ـ شیر قهوه نیس...

ازدواج سوری پارت74(ادمین: بنظرتون ادامه بدم یا نه؟ دوس دارم ...

ازدواج سوری پارت 71ـ مسئله این نیست ته ـ پس مسئله چیه؟*با صد...

ازدواج سوری پارت 70ویو ات رایدس بهمون علامت داد که سرگرمش کن...

چرامن پارت ۵تا اینکه جونکوک رسیددینگ دینگات: کیهجونکوک ـ: من...

جیمین فیک زندگی پارت ۱۰۱#

#تناسخ_یک_مافیاPart:11 ات: وایییی خیلی نگرانم یعنی ر.ا کجا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط