وقتی اولین بارت بود...
وقتی اولین بارت بود...
توی پارتی تهیونگ بودی..کنارت نشسته بود..سردرد بدی گرفته بودی و به مسکن عادت کرده بودی پس بهت کمکی نمیکرد!
تهیونگ متوجه سردردت شد..دستتو گرفت و تورو برد توی بالکن
با تعجب نگاهش کردی:" چیشده؟ "
سیگارشو روشن کرد..سیگارشو ازش گرفتی و نزدیک دهنت بردی..میخواستی بِکشیش اما تهیونگ جلوتو گرفت:" الان گلوت خشکه..اول یکم اب بخور..بعدش اروم یه پوک ازش بزن تا از سرفه نمیری "
یکم از مشروب کنار میز خوردی..بعد اروم سیگار رو نزدیک لبت بردی..بعد از بیرون دادن دودش،یکم سردرت یادت رفت
تهیونگ با صدای اروم اما واضحی گفت:" همیشه اولین بارهات رو با من انجام بده،باشه؟ "
سیگارو از بالکن انداختی پایین و بدون توجه به ضربان قلبت،بوسه ی ارومی روی لبش زدی..اروم بود اما پر از حرف
ازش فاصله گرفتی..با لحن سوالی گفت:" این اولین بارت بود؟ "
اروم گفتی:" اوهوم..دوسِت دارم "
با خنده گفت:" این حرف هم اولین بارت بود؟ "
با گونه های سرخ گفتی:" آره "
اروم و با قدم های منظم اومد نزدیکت..توهم با هر قدمش،میرفتی عقب
ضربان قلبت اونقدر تند بود که میشنیدی
صدای برخورد کمرت با دیوار سکوت اون فضای سنگین رو شکست..بهت نزدیک شد و اینبار،اون شروع کننده بود...
-نظرتون رو بهم بگید...
توی پارتی تهیونگ بودی..کنارت نشسته بود..سردرد بدی گرفته بودی و به مسکن عادت کرده بودی پس بهت کمکی نمیکرد!
تهیونگ متوجه سردردت شد..دستتو گرفت و تورو برد توی بالکن
با تعجب نگاهش کردی:" چیشده؟ "
سیگارشو روشن کرد..سیگارشو ازش گرفتی و نزدیک دهنت بردی..میخواستی بِکشیش اما تهیونگ جلوتو گرفت:" الان گلوت خشکه..اول یکم اب بخور..بعدش اروم یه پوک ازش بزن تا از سرفه نمیری "
یکم از مشروب کنار میز خوردی..بعد اروم سیگار رو نزدیک لبت بردی..بعد از بیرون دادن دودش،یکم سردرت یادت رفت
تهیونگ با صدای اروم اما واضحی گفت:" همیشه اولین بارهات رو با من انجام بده،باشه؟ "
سیگارو از بالکن انداختی پایین و بدون توجه به ضربان قلبت،بوسه ی ارومی روی لبش زدی..اروم بود اما پر از حرف
ازش فاصله گرفتی..با لحن سوالی گفت:" این اولین بارت بود؟ "
اروم گفتی:" اوهوم..دوسِت دارم "
با خنده گفت:" این حرف هم اولین بارت بود؟ "
با گونه های سرخ گفتی:" آره "
اروم و با قدم های منظم اومد نزدیکت..توهم با هر قدمش،میرفتی عقب
ضربان قلبت اونقدر تند بود که میشنیدی
صدای برخورد کمرت با دیوار سکوت اون فضای سنگین رو شکست..بهت نزدیک شد و اینبار،اون شروع کننده بود...
-نظرتون رو بهم بگید...
- ۱۰۵
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط