{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه رفتی شاد از این مخروبه ای دلشاد من

گرچه رفتی شاد از این مخروبه ای دلشاد من
گاه گاهی هم گذر کن بر دلِ ناشاد من
دیگر این دنیای من گردیده چون غم خانه ای
میرسی آیا در این دنیای غم بر داد من
روزگارم تار و ایامم سیه شد ای دربغ
شمع راهم شد خموش ای دادِ بر بیداد من
تا به کی باید تحمل در فراغت ای عزیز
دیده خون بارد به حالِ درد بی فریاد من
بر دلم این آرزو وُ بر زبانم این دعاست
تا بیافتم دام چشمانت ، شوی صیاد من
در گذرگاهی نشینم شاید از آن بگذری
دل دهم تاوان ، اگر چشمت رسد امداد من
لحظه هایم گر به سختی در گذر هستندو من
شب به یادت سر کنم ، آیا تو هم با یاد من ؟
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم

میسرایم عشق تو با چشم اشکبارم گلممی نشینی بردل و برروی اشع...

میسرایم عشق تو با چشم اشکبارم گلممی نشینی بردل و برروی اشع...

میسرایم عشق تو با چشم اشکبارم گلممی نشینی بردل و برروی اشع...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

نیمه شب آواره وبی حس وحال در سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط