{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر 4ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد گفت

دختر 4ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد گفتم عزیزم مگه نمیدونی آلوچه بده چرا میخوری ؟گفت پدربزرگم 115 سال عمر کرد با تعجب پرسیدم چون آلوچه میخورد ؟گفت نه چون سرش تو کار خودش بود .چنان قانع شدم که الان سه روزه دیگه با کسی حرف نمیزنم ..!!:'(
دیدگاه ها (۲)

عـــاشق را که بَـــرعَــکــس کنیمی شَـود قـشــــاع ...دهـــخ...

از ﻫﺮ کسی،ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ.ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮﻗﻊ ﻣﺎﭺ ﻭبﻮ...

زَن جنس عجیبیــی دارد..چِشــــــم هآیَش رآ که ببندی...دید دل...

به سلامتی مادرا که بابت اون ده دقیقه ای که وقت صرف کردی و تن...

P⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

پارت ۲۵ ات تا مرد رو دید خشکش زد و گفت : س..س...سلام مرد هم ...

پارت هفتم نماد مرگ

فیک تهیونگ

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

پارت ۵دو روز بعد_ساعت ۵ و ۲۹ دقیه ی صبح_جونگکوک:وقتی چشمام ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط