{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۵

پارت ۲۵

ات تا مرد رو دید خشکش زد و گفت : س..س...سلام مرد هم گفت : چرا لکنت گرفتی کوچولو؟ ترسیدی ؟
ات گفت : ن..ن..نه بعدش مرد گفت : نترس کاریت ندارم دیگه کتکت نمیزنم
ات هم گفت : سعی م.....می....میکنم
مرد هم گفت : دستم رو بگیر و راه بیوفت
ات هم دست مرد رو گرفت و راه افتاد و نشستن روی یکی از صندلی هایی که اونجا بود نشستن ات با ترس سرش رو انداخت پایین و گفت : ا..ای..اینجا چیکارم داشتین مگه شما من رو به بی تی اس ندادین
مرد هم گفت : هه کوچولو تو نمیدونی من کیم
ات : م..م..مگه شما اون مافیا نیستی ؟ .
مرد : آره ولی نمیدونی پشت این آرایش کی مخفی شده
ات : دا.......دارین میترسونینم میشه لطفا ب‌..ب....بگین ک...کی هستین ؟
مرد گفت باشه و رفت و صورتش رو توی یکی از سرویس بهداشتی ها شست و اومد و نشست رو به روی ات
ات هم از دیدن اون شخص تعجب کرد و چهره ی پر از نفرتش بالا اومد و گفت ...............................ادامه دارد
مرسی بابت لایک و کامنت ها و بازنشر هاتون عاشقتونم ❤️
دیدگاه ها (۷)

چون لایک هایی که کردین و کامنت ها و بازنشر هایی که گذاشتین ش...

سلام قشنگام عصرتون بخیر میشه لطفا نظراتتون رو درباره فیکم بن...

دکو ی شرور

برادر ناتنی فصل دوم part 7ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط