{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم بردار فاطمه بس کن...از کمان رفته برنخواهد گشت

چشم بردار فاطمه بس کن...از کمان رفته برنخواهد گشت
آسمان،هیچِ سربلندی بود...از صعودی که نیست افتادم
لااقل با تو بال وا کردم...زندگی را اگر هدر دادم
خاطرت هست روزگارم را؟...جایگاهِ مقدسی بودم
وزنِ یک عشق روی دوشم بود...من برای خودم کسی بودم
من برای خودم کسی هستم...دور و بر خورده عشق هم کم نیست
آن‌که دل از تو برد،هر کس هست...بندِ انگشت کوچکم هم نیست
می‌شد از وِردهای کولی‌ها...با دعا و قسم طلسمت کرد
می‌شد آن سیبِ سرخِ جادو را...از تو پنهان و با تو قسمت کرد
می‌شد از خود بگیرمت اما...زورِ بازو به دست‌هایم نیست
خواب دیدم که شعر و شاعر را...هردو را در عذاب می‌خواهی
از تعابیرِ خواب‌ها پیداست...خانه‌ام را خراب می‌خواهی
خانه‌ام را خراب می‌خواهی؟...دست در دستِ دیگری برگرد
دست در دستِ دیگری برگرد...خانه‌ام را خراب خواهی کرد
لحنِ آن بوسه‌های ناکرده‌ است...بیت‌ها را جدا جدا کرده است
دیدگاه ها (۵۱)

زن هاآن شبی کهدوستت دارمِدلخواهشان را می شنوندبا گوشواره می ...

پدرم نیست ...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

تو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط