hi

زخمی که منو تو رو به هم رسوند پارت ③②
🦄باسه اوپا. 🐰بغلم کن بریم بیرون سفت بیگیر. مثل تتو بهم چسبید.. خودمو از استخر کشیدم بیرون و دوییدم تو خونه 🐰هانولللل. 🐼بل... اااا ابن چرا خیسی... 🐰تو استخر شما میکردیم ببرش بالا خشکش کن.. پدر مادرم اومدن... اماده باش.. 🐼ها باشه ویور هانچل هانا رو از تو بغلش گرفتم و بریم بالا گذاشتمش و تخت و لباساشو عوض، کردم لب موهاشو نشستم با حوله بگیرم 🐼خوش گذشت ؟ 🦄اله.. 🐼تو مگه شنا بلدی🦄اله 🐼کی بهت یاد داده🦄تهیونگ اوپا. 🐼از دست تو تهیونگ.. 🦄اونی🐼بله 🦄گلوم میسوزه 🐰به امید خدا سرما خوردی /زهرم ترکید کوک عین کبوتر اومد تو اتاق 🐼جونگ کوک سکته کردم 🐰😁/لباساشو با یه دست لباس توسی عضو کرده بود ولی موهاش هوز خیس بود 🐰من میرم پیش ننه بابام تو هم زود تر به این یه فرضی چیزی بده تب نکنه 🐼چشم دکتر جئون جونگ کوک 🐰نسخه براش نمینویسم. دمپایی رو پرت کرم سمتش که در رو بست و رفت اوففف دست و پای هانا رو با سشوار گرم کردم و رفتم پایین قرص بیارم ووی کوک نشستم کنار مادرم به نام خدا میخواد دوباره بگه "ازدواج کن"(پدر کوک🐹مادر کوک🐭) 🐹اوضاع باند هرروز داره بهتر میشه... عالیه.. راضیم.. 🐰ممنون پدر.. جیمین الان رفته بوسان.. بار تحویل بگیره 🐹گند.. مهمونی شرط بندی چی بود؟ کمی از لب ج وی توی لیوانم رو سر کشیدم و گفتم:کار پسر خاندان هوانگ بود .. به پسر خاندان کیم دستور داده بود بهم شلیک کنه.. میخوام تموم کنم این قضیه رو 🐹هرچه زود تر بهتر 🐭جای تیز هنوز درد داره؟ 🐰نه مادر 🐭کوک باد دیگه ازدواج کنی 🐰مادر من نمیخوام 🐹الان منم نظرم همینه... خاندان جای جانشین میخاد حالا چه پسر چه دختر 🐰مامان بابا.. مگه دختر ریخته که من برم بگیرم.. اصلا اگه جانشین میخواید من یه بچه میدزدم انقدر سختش نکنید 🐹پسر بی عقلی نکن... باید ازخون خودت باشه /هانول از پله ها اومد پایین و رفت تو اشپز خونه خب خداروشکر جلب توجه نکرد 🐭جونگ کوک تا ماه بعد یه دختر معرفی میکنی وگرنه خودم دختر خاله ات رو برات خاستگاری میکنم 🐰مامان اسم اون هرزه رو نیار🐭دختر به این خوبی 🐰من اونو نیمخاوم 🐭وای خسته شدم از دست مامان پاشد رفت تو اشوزخون فکر کنم اب میخواد ویو هانول تو کابینت ها دنبال شرف دارو ها گشتم بعد از تلاش های فراوان پیداش کردم بدبخت کوک کچل شد خب میخواد زن بگیره دیگه توی جعبه ی قرص ها دنبال یه مسکن و سرماخرودگیو چرک خشک کن گشتم.. شت ننه ی کوک اومد تو اشپز خونه سعی کردم ضایع نکنم و عادی رفتار کنم ویو مامان خگکوک لیوان اب ور برداشتم و خوردم یه دختر دیدم تقریبا همسن کوک بود.. خوشگلو خوش اندام بود.. چرا همین نه؟ تازه دردسر طلاق دادنش هم راحته دخترک بودن توجه به من از اشپز خونه خارج شد
دیدگاه ها (۱۰)

hi

hi

hi

hi

رمان عشق و نفرت پارت۱۱جونگ کوک:آره آت بعد از حرف جونگ کوک لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط