{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس بهار در چشم تو بود

از بس بهار در چشم تو بود
من فریب چشم تو را خوردم
اما به بهار بد نمی گویم
و نه به چشمهای تو...
که این فریب شیرین
همه ی عمر مرا بهاری کرد...
حالا اگر میخواهی برو!
چشم هایت را از من بگیر!
این بهار
همه ی روزهای مانده را کافیست..!
دیدگاه ها (۷)

سخت این نیست که دشمن سر دارت بزندسخت این است که معشوقه کنارت...

آه دوباره همان چشم هاکه زمانی مرا چنان عاشقانه سلام می دادو ...

برگی شده افتاده ام از شاخه به کوییچون باد مرا می بَری امّا ب...

بیشتر از نوشتنِآخرین سطر مشق‌های مدرسهبیشتر از تقلب در امتحا...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

زخم فراموشی

"گل بابونهیادت هست...؟آن روز خدا،فصل بهاردر دامن آن کوه بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط