{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اربابان من

اربابان من

نامجون اون شب با حموم آب سرد و هزار تا کار دیگه با بدبختی خودشو آروم کرد
اما فردای اون روز فرا رسید
صبح زود بود و اعضا تصمیم گرفتن همه خدمتکار ها رو ببینند
پس شوگا دستور به صف شدنشون رو داد
اعضا با چشم هاشون یکی یکی اونا رو نگاه میکردن تا اینکه چشم تهیونگ به میا خورد
زیبا و فریبنده


بقیش برا بعد🤣
دیدگاه ها (۳)

خوشگلام رفتم واکسن زدم 🤣نمیتونم پارت بزارم ببخشید

اربابان من تهیونگ ویو :همه چی تار شد ، صدا ها رو نامفهوم می‌...

اربابان من میا به خودش اومد و با دستش به شونه نامجون زد تا و...

اربابان من میا:ارباب چ..چیکار میکنین نامجون:هیچ‌کار(بیخیال)ن...

اینم پارت بعدییی『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟑𝟕و میا جیغ کشید و داشت میو...

𝓪𝓻𝓽۳۴ـــــــــــــــویو رسیدن ات و یونجون به خونهات: ممنون ک...

پسر بد(33)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط