{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حوصلم سررفته بود به یه شماره ای اس ام اس دادم:

حوصلم سررفته بود به یه شماره ای اس ام اس دادم:








ببخشید میتونم شماره تونو داشته باشم؟
جواب داد :نخیر!

اصلا اشک تو چشمام حلقه زد وقتی فهمیدم اسکل تر از منم هست.خدایاشکرت من تنها نیستم :|
دیدگاه ها (۱)

یا ابا عبد الله...

یا قمر بنی هاشم مددی آقا...

ﻋﺮﻭﺳﻚ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﻦ، ﻗﺮﻣﺰ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﺨﻤﻞ، ﺁﺑﻲ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩﻳﻪ ﺭﻭﺯ...

خیییییییلی باحاله بخووووونﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ، ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭ...

عاشقانه

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

یه اطلاعیه و یه سوال!اول اطلاعیه:از جمعه فعالیتم رو شروع میک...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟏ـ رفتارای تو هم از نظر...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

رمان تو خود منی

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط