{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
فکر مي کردم مادرهامثل ساعت شني هستند
تمام که بشوند
برشان مي گرداني
از نو شروع مي شوند

بعدها فهميدم
مادرها
مثل مداد رنگي هستند
دنيايت را رنگ مي کنند
خودشان ولي آب مي روند
نقاشي هايت را که کشيدي
يک روز تمام مي شوند

تقدیم به مادرم ♥
دیدگاه ها (۹)

ما که گفتیم از اهالی کوی انتظاریم پس چرا صفحات انتظار در فرا...

عمریست که از حضور او جا مانده ایم در غربت سرد خویش تنها ماند...

سلام به همه ی ویسگونی های خوب.قصد نداشتم عکس از مرتضی پاشایی...

پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ:ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ خارج ، ﺩﺭﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁶{ taehyung }ابتدا ...

life like hellp:12تمام شب نتونستم بخوابم.حرف‌های اون مرد مدا...

My lovely neighbor part : ۷۳

اسم: فرکانس سکوتپارت دوماز دیدگاه...؟دو ساعت قبل از شروع مهم...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗 🪽🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «من انتخابم رو کردم....

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط