𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART¹⁶
(نایون+)(بادیگارد نایون٪)(ناشناس/)
«ویو نایون»
از وقتی جونگکوک رفته مدام یاد حرفاش و بـوسمون میوفتم و ذوق زده میشم... اما جدا از اون ها نشستم و مدارک رو بررسی کردم...مدارک خیلی محکم بودن و قطعا نمیشد به این راحتی ها انکارش کرد ولی طبق چیزی که جونگکوک هم نوشته بود یه مرد ناشناس هست که لارا باهاش ارتباط داره و توی چندتا عکس ها هم بود اما کامل صورتش رو پوشونده بود...یه حسی بهم میگفت ممکنه جیهون باشه اما چرا جیهون...یعنی واقعا به همون دلیلی بود که فکر میکردم؟اگر جیهون باشه قطعا میخواد انتقام سختی بگیره و احتمالا میخواد شرکت رو ورشکست کنه اما فکر نکنم فقط به اون موضوع راضی بشه...شاید بخواد پول زیادی رو هم بدزده...اما چطور؟امنیت شرکت خیلی بالاست و به این راحتی ها نمیشه از شرکت دزدی کرد پس باید خیلی نزدیک باشی که بتونی این کار رو بکنی...درسته کارآگاه نیستم اما شاید بد نباشه فردا برم شرکت و یه سری بزنم درسته رییس اصلی جونگکوکه ولی من فقط میخوام بفهمم کی داره دزدی میکنه...آره همینکار رو میکنم...بعدا باید به پدر جونگکوک زنگ بزنم و برای رفتنم به شرکت اجازه بگیرم...نگاهم به چندتا عکس افتاد...از در خونه من توی فرانسه بود که یه نفر گل ها رو میآورد... یعنی جونگکوک حواسش به این موضوع هم بوده؟دوباره قلبم براش لرزید... خیلی داشته تلاش میکرده همه چیز رو درست کنه...کسی که گل ها رو میاورده هیچ تلاشی برای پوشاندن صورتش نکرده بود و لباسش شبیه به مامور پیک یا یه همچین چیزیه یه عکس از اون عکس گرفتم و فرستادمش برای بادیگاردم توی فرانسه و باهاش تماس گرفتم
٪بله رئیس؟
+برات چندتا عکس فرستادم...میخوام بررسی کنی ببینی میتونی بفهمی فرد داخل تصویر کیه یا نه؟مربوط به قضیه گل هاست!
٪بله رئیس تا چند دقیقه دیگه بهتون اطلاع میدم!
گوشی رو قطع کردم... بادیگاردم نه تنها توی حفاظت کارش خوب بود بلکه از همه جا اطلاع داشت و خیلی راحت میتونست اطلاعات مربوط به یه فرد رو به دست بیاره...بعد از حدود 40 مین بهم پیام داد و اطلاعاتش رو کامل فرستاده بود...اون فقط یه مامور پیک ساده بوده که گل ها رو میآورده اما از طریق اون به گل فروشی رسیده بود که گل ها رو آماده میکرده و درمورد کسی که گل ها رو سفارش میداده پرسیده و گفته که نمیشناختتش و تا حالا به مغازه نیومده بوده با یه شماره کره ای باهاش تماس میگرفته و گل سفارش میداده...همه چیز داشت روشن میشد...اون فرد یا برای رد گم کنی این کار رو کرده و یا واقعا داخل فرانسه نبوده و از کره این کار ها رو انجام داده...چندمین بعد فیلم دوربین های گل فروشی هم برام فرستاد واقعا فقط از طریق تماس سفارش میگرفته...اما چی میشه اگر همه این ها به هم ربط داشته باشه؟و شاید چند روز آخر توی فرانسه گل دریافت نکردم چون اون فرد میدونسته دارم میام کره و فعلا بیخیال شده...همون لحظه یه پیام برام اومد از طرف یه شماره ناشناس...
/برگشتنت رو تبریک میگم!منتظر هدایای بیشتر باش...
با این پیامش ترس به بدنم لرزه انداخت ولی...اگر جیهون بود چرا آیدیش مثل آیدی 5 سال پیش نبود؟آیدیش رو عوض کرده بود یا یه فرد دیگه بود؟هرچی بود باید به جونگکوک میگفتم اما الان خوابه و منم چون خوابم نمیبرد بیدارم پس صبح این کار رو میکردم...تمام شب رو فقط روی مدارک تمرکز کردم تا اینکه آخر همونجا روی مدارک خوابم برد...صبح روز بعد با نور خورشید که از پنجره تابیده بود داخل بیدار شدم و سریع به خودم اومدم...رفتم سرویس بهداشتی و بعد از اینکه کارم تموم شد اومدم بیرون و لباسام رو عوض کردم...باید میرفتم شرکت!یه لباس سیاه با یه شلوار پارچه ای سیاه و به کت پوشیدم و گوشیم رو برداشتم به پدر جونگکوک زنگ زدم بعد از دو بوق جواب داد
=بله؟
+آقای جئون میتونم امروز برم شرکت؟
=اول اینکه من رو پدر صدا کن...چرا شرکت؟
پدر صداش کنم؟نمیتونم تصورش کنم!
+میخوام ببینم شرکت توی کره چطوره به هرحال به رفتن به شرکت عادت کردم و ترک عادت موجب مرض است!
=باشه اما حواست به فاصله ات با جونگکوک باشه!
از شنیدن اون حرف مسخره خسته شده بودم اما فقط باشه ای گفتم و تماس رو قطع کردم و وسایلم رو برداشتم و از آپارتمان خارج شدم و یه تاکسی گرفتم به سمت شرکت...باید یه ماشین از جونگکوک قرض بگیرم البته میتونم یکی هم بخرم به هر حال!بعد از چندمین به شرکت رسیدم و هزینه تاکسی رو دادم و پیاده شدم...
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک✨
10 بازنشر🪷
ــــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
ــــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #مانبایدهمدیگررومیدیدیمامادیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بیتیاس
Season²
PART¹⁶
(نایون+)(بادیگارد نایون٪)(ناشناس/)
«ویو نایون»
از وقتی جونگکوک رفته مدام یاد حرفاش و بـوسمون میوفتم و ذوق زده میشم... اما جدا از اون ها نشستم و مدارک رو بررسی کردم...مدارک خیلی محکم بودن و قطعا نمیشد به این راحتی ها انکارش کرد ولی طبق چیزی که جونگکوک هم نوشته بود یه مرد ناشناس هست که لارا باهاش ارتباط داره و توی چندتا عکس ها هم بود اما کامل صورتش رو پوشونده بود...یه حسی بهم میگفت ممکنه جیهون باشه اما چرا جیهون...یعنی واقعا به همون دلیلی بود که فکر میکردم؟اگر جیهون باشه قطعا میخواد انتقام سختی بگیره و احتمالا میخواد شرکت رو ورشکست کنه اما فکر نکنم فقط به اون موضوع راضی بشه...شاید بخواد پول زیادی رو هم بدزده...اما چطور؟امنیت شرکت خیلی بالاست و به این راحتی ها نمیشه از شرکت دزدی کرد پس باید خیلی نزدیک باشی که بتونی این کار رو بکنی...درسته کارآگاه نیستم اما شاید بد نباشه فردا برم شرکت و یه سری بزنم درسته رییس اصلی جونگکوکه ولی من فقط میخوام بفهمم کی داره دزدی میکنه...آره همینکار رو میکنم...بعدا باید به پدر جونگکوک زنگ بزنم و برای رفتنم به شرکت اجازه بگیرم...نگاهم به چندتا عکس افتاد...از در خونه من توی فرانسه بود که یه نفر گل ها رو میآورد... یعنی جونگکوک حواسش به این موضوع هم بوده؟دوباره قلبم براش لرزید... خیلی داشته تلاش میکرده همه چیز رو درست کنه...کسی که گل ها رو میاورده هیچ تلاشی برای پوشاندن صورتش نکرده بود و لباسش شبیه به مامور پیک یا یه همچین چیزیه یه عکس از اون عکس گرفتم و فرستادمش برای بادیگاردم توی فرانسه و باهاش تماس گرفتم
٪بله رئیس؟
+برات چندتا عکس فرستادم...میخوام بررسی کنی ببینی میتونی بفهمی فرد داخل تصویر کیه یا نه؟مربوط به قضیه گل هاست!
٪بله رئیس تا چند دقیقه دیگه بهتون اطلاع میدم!
گوشی رو قطع کردم... بادیگاردم نه تنها توی حفاظت کارش خوب بود بلکه از همه جا اطلاع داشت و خیلی راحت میتونست اطلاعات مربوط به یه فرد رو به دست بیاره...بعد از حدود 40 مین بهم پیام داد و اطلاعاتش رو کامل فرستاده بود...اون فقط یه مامور پیک ساده بوده که گل ها رو میآورده اما از طریق اون به گل فروشی رسیده بود که گل ها رو آماده میکرده و درمورد کسی که گل ها رو سفارش میداده پرسیده و گفته که نمیشناختتش و تا حالا به مغازه نیومده بوده با یه شماره کره ای باهاش تماس میگرفته و گل سفارش میداده...همه چیز داشت روشن میشد...اون فرد یا برای رد گم کنی این کار رو کرده و یا واقعا داخل فرانسه نبوده و از کره این کار ها رو انجام داده...چندمین بعد فیلم دوربین های گل فروشی هم برام فرستاد واقعا فقط از طریق تماس سفارش میگرفته...اما چی میشه اگر همه این ها به هم ربط داشته باشه؟و شاید چند روز آخر توی فرانسه گل دریافت نکردم چون اون فرد میدونسته دارم میام کره و فعلا بیخیال شده...همون لحظه یه پیام برام اومد از طرف یه شماره ناشناس...
/برگشتنت رو تبریک میگم!منتظر هدایای بیشتر باش...
با این پیامش ترس به بدنم لرزه انداخت ولی...اگر جیهون بود چرا آیدیش مثل آیدی 5 سال پیش نبود؟آیدیش رو عوض کرده بود یا یه فرد دیگه بود؟هرچی بود باید به جونگکوک میگفتم اما الان خوابه و منم چون خوابم نمیبرد بیدارم پس صبح این کار رو میکردم...تمام شب رو فقط روی مدارک تمرکز کردم تا اینکه آخر همونجا روی مدارک خوابم برد...صبح روز بعد با نور خورشید که از پنجره تابیده بود داخل بیدار شدم و سریع به خودم اومدم...رفتم سرویس بهداشتی و بعد از اینکه کارم تموم شد اومدم بیرون و لباسام رو عوض کردم...باید میرفتم شرکت!یه لباس سیاه با یه شلوار پارچه ای سیاه و به کت پوشیدم و گوشیم رو برداشتم به پدر جونگکوک زنگ زدم بعد از دو بوق جواب داد
=بله؟
+آقای جئون میتونم امروز برم شرکت؟
=اول اینکه من رو پدر صدا کن...چرا شرکت؟
پدر صداش کنم؟نمیتونم تصورش کنم!
+میخوام ببینم شرکت توی کره چطوره به هرحال به رفتن به شرکت عادت کردم و ترک عادت موجب مرض است!
=باشه اما حواست به فاصله ات با جونگکوک باشه!
از شنیدن اون حرف مسخره خسته شده بودم اما فقط باشه ای گفتم و تماس رو قطع کردم و وسایلم رو برداشتم و از آپارتمان خارج شدم و یه تاکسی گرفتم به سمت شرکت...باید یه ماشین از جونگکوک قرض بگیرم البته میتونم یکی هم بخرم به هر حال!بعد از چندمین به شرکت رسیدم و هزینه تاکسی رو دادم و پیاده شدم...
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک✨
10 بازنشر🪷
ــــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
ــــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #مانبایدهمدیگررومیدیدیمامادیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بیتیاس
- ۳۱۲
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط