میوکاردیت
میوکاردیت
چندپارتی یونمین /پارت۶
یونگی : گوشیتو بده به من
جیمین : چیی؟؟
یونگی : گفتم بدش من
جیمین : ببین هرکاری میخوای بکن ولی گوشیمو نگیر
یونگی : مگه چی توش داری ؟
جیمین : جون تو هیچی
یونگی :(گوشیه جیمین رو گرفت)
جیمین : چقدر ؟
یونگی : یک ماه
جیمین : چییییی؟؟؟؟؟؟
یونگی : همینی که هست . تازه یک ماه هم از خونه بیرون نمیری . به اضافه تنبیه امشبت جوجهی احمق
جیمین : خببببب...
یونگی : فکر اعتراض نکن وگرنه تنبیهت سنگین تر میشه
جیمین : ببخشید..
یونگی : با ببخشید کارت در نمیاد . ببینم جیمینی تو میوکاردیت داری گیبار هم میری الکل هم میخوری پاد هم میکشی با اون رفیقای آشغالت هم میگردی منم که آزادیتو گرفتم . یکم منطق داشته باش
جیمین : خب باشه قول میدم دیگه گیبار نرم . پاد هم نمیکشم الکلم نمیخورم با اونا هم نمیگردم . قول میدم یونگییی
یونگی : __
جیمین : هوف .اصن اگه اینجوره قهرم .(روشو برگردوند)
یونگی : هی احمق کوچولو .
جیمین : __
یونگی : الان اونی که باید قهر کنه منما!!
جیمین : نمیخوام..
یونگی : (صورتش رو میگیره و سمت خودش برمیگردونه) ببینم چه قولی میخواستی به ددی بدی ؟ جیمین : نه دیگه ..
یونگی : جیمینیییی میخوای به تنبیهت اضافه کنم ؟
جیمین : ن-نه...(انگشت کوچیکشو آورد بالا) باشه قول میدم ..
یونگی : (انگشت کوچیکهی جیمینو گرفت به صورتش نزدیک تر شد) امیدوارم این دفعه دیگه حرف گوش بدی
جیمین : اوهوم (سرش رو به نشونهی تایید بالا پایین کرد)
《پوزخندی از کیوت بودن جیمین زد . به صورتش نزدیک تر شد و لباش رو روی لبای جیمین گذاشت . آروم ولی با ولع و پشت سر هم میبوسید . صدای بوسههاشون با صدای تیک تیک قلبش یکی شده بود . لیسی به لبای درشت و پفکیه پسرش زد و بعد از گاز کوچیکی بحاطر اون مشتای کوچیک ازش جدا شد》
یونگی : فکر کنم منم باید معذرت خواهی کنم
جیمین : تو خیلی وقته بخشیده شدی
یونگی : (لبخندی زد و به جیمین کمک کرد بلند بشه و بعد از مرخص کردنش به خونهشون رفتن) یادت هست چه قولی دادی ؟
جیمین : معلومه . تیک تیک قلبم هم شاهده
《 شاید بخاطر همین تیک تیک قلب جیمینه که هنوز میخنده . امشب هم یکم دیر تر میخوابن . یه تنبیه کوچولو بعدشم باید ناز بکشه تا دوباره اون صدای تیک تیک رو بشنوه .. و در پایان زندگیشون رو توی همین قلب غیر عادی با عشق غیر عادی ترش میگذرونن》
پایان
از نوشته های سلوین
(برقامونم اومد🙂)
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
چندپارتی یونمین /پارت۶
یونگی : گوشیتو بده به من
جیمین : چیی؟؟
یونگی : گفتم بدش من
جیمین : ببین هرکاری میخوای بکن ولی گوشیمو نگیر
یونگی : مگه چی توش داری ؟
جیمین : جون تو هیچی
یونگی :(گوشیه جیمین رو گرفت)
جیمین : چقدر ؟
یونگی : یک ماه
جیمین : چییییی؟؟؟؟؟؟
یونگی : همینی که هست . تازه یک ماه هم از خونه بیرون نمیری . به اضافه تنبیه امشبت جوجهی احمق
جیمین : خببببب...
یونگی : فکر اعتراض نکن وگرنه تنبیهت سنگین تر میشه
جیمین : ببخشید..
یونگی : با ببخشید کارت در نمیاد . ببینم جیمینی تو میوکاردیت داری گیبار هم میری الکل هم میخوری پاد هم میکشی با اون رفیقای آشغالت هم میگردی منم که آزادیتو گرفتم . یکم منطق داشته باش
جیمین : خب باشه قول میدم دیگه گیبار نرم . پاد هم نمیکشم الکلم نمیخورم با اونا هم نمیگردم . قول میدم یونگییی
یونگی : __
جیمین : هوف .اصن اگه اینجوره قهرم .(روشو برگردوند)
یونگی : هی احمق کوچولو .
جیمین : __
یونگی : الان اونی که باید قهر کنه منما!!
جیمین : نمیخوام..
یونگی : (صورتش رو میگیره و سمت خودش برمیگردونه) ببینم چه قولی میخواستی به ددی بدی ؟ جیمین : نه دیگه ..
یونگی : جیمینیییی میخوای به تنبیهت اضافه کنم ؟
جیمین : ن-نه...(انگشت کوچیکشو آورد بالا) باشه قول میدم ..
یونگی : (انگشت کوچیکهی جیمینو گرفت به صورتش نزدیک تر شد) امیدوارم این دفعه دیگه حرف گوش بدی
جیمین : اوهوم (سرش رو به نشونهی تایید بالا پایین کرد)
《پوزخندی از کیوت بودن جیمین زد . به صورتش نزدیک تر شد و لباش رو روی لبای جیمین گذاشت . آروم ولی با ولع و پشت سر هم میبوسید . صدای بوسههاشون با صدای تیک تیک قلبش یکی شده بود . لیسی به لبای درشت و پفکیه پسرش زد و بعد از گاز کوچیکی بحاطر اون مشتای کوچیک ازش جدا شد》
یونگی : فکر کنم منم باید معذرت خواهی کنم
جیمین : تو خیلی وقته بخشیده شدی
یونگی : (لبخندی زد و به جیمین کمک کرد بلند بشه و بعد از مرخص کردنش به خونهشون رفتن) یادت هست چه قولی دادی ؟
جیمین : معلومه . تیک تیک قلبم هم شاهده
《 شاید بخاطر همین تیک تیک قلب جیمینه که هنوز میخنده . امشب هم یکم دیر تر میخوابن . یه تنبیه کوچولو بعدشم باید ناز بکشه تا دوباره اون صدای تیک تیک رو بشنوه .. و در پایان زندگیشون رو توی همین قلب غیر عادی با عشق غیر عادی ترش میگذرونن》
پایان
از نوشته های سلوین
(برقامونم اومد🙂)
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۵.۰k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط