{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

#Part1
+آنا اصرار نکن انقدر، من به هیچ عنوان پامو توی اون خراب شده نمیزارمممم وسلام دیگه این بحث ادامه نده
_خب حالا هاپو نشو
جون من بیا یه پارتیه دیگه مگه میخوایم چی کار کنیم جون مننننننننن بیا

پوفی کشیدم
+باشه همین یه بار، حالام از جلو چشام گمشو
 
آنا مثل خری که بهش تیتاپ دادن از گردنم آویزون شد
قرار شد فردا با آنا بریم خرید اما من خیلی پول نداشتم نمیدونستم چطور به آنا بگم
همینطور که توی این فکر بودم نفهمیدم چی شد که خوابم برد .


چیششش این نور کوفتی چیهههه کی این پرده رو کشیده کنار انقدر توی جام غلط خوردم تا دوباره خوابم ببره اما نشد بلندشدم از جام یا خداااا ساعت ۹ بوددد یادم افتاد قراره با آنا بریم خرید این الان کله منو میکنه
بدو بدو رفتم دستشویی و عملیات کبری ۱۱ رو انجام دادم 😅

سریع اومدم بیرون یه آرایش دخترونه کردم یه هودی و شلوار بگ آبی روشنم رو پوشیدم
موهایی که تا دم باسنم می رسید رو دم اسبی بستم
رفتم دم در بوت هام رو پوشیدم
سریع و سه مثل خر رم کرده پریدم توی یه تاکسی که پیرمرده بیچاره وحشت زده نگام می‌کرد احتمالا پیش خودش فکر میکنه ناتوان ذهنی با چس مغزی چیزیم
رو بهش آدرس خونه ی آنا ورپریده رو دادم
دیدگاه ها (۰)

#part2تک زدم رو گوشیش با بوق اول  جواب داد بیشعور معلوم نیست...

#part3رفتیم مغازه بعدی که کفش فروشی بود کفشای خیلی قشنگی داش...

شروع رمان جذاب و خفن قمار باز مغرور 🃏🎭خلاصه: داستان از اونجا...

پارت ⁵علامت خدمتکار ارشد ( ÷ ) تکس جونگ کوک : ۹ پایین باش ...

[☆part¹⁶☆]+درد داری؟-اره.خیلی وحشی هستی.+تقصیر من نیست تو ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط