{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

#part2
تک زدم رو گوشیش با بوق اول  جواب داد بیشعور معلوم نیست با کی چت میکنه رو گوشی خوابیده
+الوووو سلیطه رو گوشی خوابیدی؟
آنا: چتهههه الاغ چرا پاچه میگیری؟

+ مگه قرار نبود بریم خرید امروز من الان با تاکسی جلوی در خونتون منتظرم بپر بیرون
آنا:  اوکی بای
بعد چند مین اومد پایین یه جوریم تیپ زده که انگار میخواد توی مد و فشن ثبت نام کنه ، سوار که شد رفتیم سمت مرکز خرید

.........................


+ آنا چرا همه ی لباسای این پاساژ بنجله ؟
دیدم آنا جوابم نمیده نگو رفته جلوی مغازه لباس زیر 😑
+ ملعون اونجا چیکار داری ؟ ما اومدیم لباس شب بخریم نه لباس خواب 😒
دستشو مثل کش تنبون کشیدم بردم سمت یه مزون لباس شب فروشنده یه زن جوون بود
فروشنده : سلام خوش اومدید چطور کمکتون کنم ؟
+لباسای خیلی شکیل تون رو به ما نشون بدید
اوه چه لفظ قلم حرف میزنم😂
فروشنده :  بفرمایید طبقه بالا تا بهتون نشون بدم


دنبالش رفتیم اونجا لباسای خیلی شیکی بود انتخاب بین اون همه لباس خیلی سخته
یدفعه که چرخیدم یه لباس زرشکی چشمم رو گرفت واقعا محشر بود یقه دلبری بود با یه چاک تا وسط رون
+خانوم لطفا اینو بیارید پرو کنم
لباس رو اورد وقتی پوشیدم واقعا توی تنم محشر بود با پوست سفیدم تضاد خفنی ایجاد کرده بود البته تعریف از خود نباشه هیکل بی نقصمم بی تاثیر نیست🤭🤭
یکی به در زد
+ بله
آنا: باز کن ببینمت چشم سفیددد
در رو باز کردم وقتی دیدم همینطور مات مونده بود
آنا: کثافت خیلی بهت میادددد دختر خوشگلمممم واییی قلبی شد چشامممم
+مرسی جیگررر
اونم یه لباس شب کوتاه عروسکی مشکی گرفته بود که خیلی بهش میومد حساب کردیمو اومدیم بیرون
دیدگاه ها (۰)

#part3رفتیم مغازه بعدی که کفش فروشی بود کفشای خیلی قشنگی داش...

#part4زین زینگگگگگگ+ این صدای کوفتییی مال چیههه آنا خفش کننن...

#Part1+آنا اصرار نکن انقدر، من به هیچ عنوان پامو توی اون خرا...

شروع رمان جذاب و خفن قمار باز مغرور 🃏🎭خلاصه: داستان از اونجا...

پارت: ۲ یه توضیح کوچیک بدم انا بعد از مافیا شدن از خانوادی ک...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط