پارت
پارت ⁵
علامت خدمتکار ارشد ( ÷ )
تکس جونگ کوک : ۹ پایین باش
( از زبون لارا ) سریع از جام پریدم اول رفتم یه دوش گرفتم بعد رفتم توی اتاق لباسام پیرهن صورتیم که از حریر ساده بود رو پوشیدم و کت کوتاه تا کنار نافم رو پوشیدم روش کنار موهام رو با پاپیون صورتی درست کردم و یه کتونی صورتی که به لباسم میخورد پوشیدم میکاپم اصلا نکردم.
( ویو کوک ) مامانم مجبورم کرد برای خرید عروسی بهش پیام بدم واقعا دلم نمیخواد برم ولی مجبورم ، تیشرت مشکی جذبم رو با شلوار پارچه ای مشکیم رو استایل کردم کتونی کفه تختم که یکی از نوع کفش های مورد علاقم بود پوشیدم ، ساعتم از برند رولکس رو دستم کرد موهام رو هم ریختم جلوم . خودم شخصن ماشین رو روندم و رفتم دنبالش .
۵۰ مین بعد
( از زبون لارا ) رفتم پایین نشسته بود توی ماشین داشت نگاه گوشی میکرد تا منو دید از ماشین پیاده شد . در رو برام باز کرد .
+ سلام
( از زبون لارا ) فقط سرش رو تکون داد رفتم نشستم توی ماشین بعد که در رو بست اومد نشست مشت فرمون وقتی داشت رانندگی میکرد بازو هاش چشمم رو گرفت به بازو هاش لباسش رو جذب خوش کرده بود نگاه میکردم......
- به چی نگا میکنی ؟
+ هی هیچی هیچی ( سرم رو تکون دادم هم زمان )
( ذهن جونگ کوک ) واقعا دختر بامزه و خوشگلیه از قیافش خوشم میاد مردم وقتی منو با این ببین فکر میکنن بچمه تا کنا سیکس پیکامه 😂
( از زبون لارا ) وای خدای من .... روبهروی یه پایان خیلی خیلی بزرگ که فکر کنم مال خود خانواده جونگ بود پیاده شدیم همین که وارد شدیم خدمتکارا به کوک تعظیم کردن .
! خوش اومدید آقای جئون
_ بارمون به بهترین بخش خرید لباس عروس و داماد
! چشم آقا
( ذهن لارا ) وای خدا جون چشمام برق زد کلی لباس عروس های متفاوت و گرون اونجا بود داشتم توی اون همه زیبایی و زر و برق غرق میشدم . جونگ کوک داشت نگام میکرد یهو از تعجب دراومدم
_ بریم تو
+ آم باش
علامت خدمتکار ارشد ( ÷ )
تکس جونگ کوک : ۹ پایین باش
( از زبون لارا ) سریع از جام پریدم اول رفتم یه دوش گرفتم بعد رفتم توی اتاق لباسام پیرهن صورتیم که از حریر ساده بود رو پوشیدم و کت کوتاه تا کنار نافم رو پوشیدم روش کنار موهام رو با پاپیون صورتی درست کردم و یه کتونی صورتی که به لباسم میخورد پوشیدم میکاپم اصلا نکردم.
( ویو کوک ) مامانم مجبورم کرد برای خرید عروسی بهش پیام بدم واقعا دلم نمیخواد برم ولی مجبورم ، تیشرت مشکی جذبم رو با شلوار پارچه ای مشکیم رو استایل کردم کتونی کفه تختم که یکی از نوع کفش های مورد علاقم بود پوشیدم ، ساعتم از برند رولکس رو دستم کرد موهام رو هم ریختم جلوم . خودم شخصن ماشین رو روندم و رفتم دنبالش .
۵۰ مین بعد
( از زبون لارا ) رفتم پایین نشسته بود توی ماشین داشت نگاه گوشی میکرد تا منو دید از ماشین پیاده شد . در رو برام باز کرد .
+ سلام
( از زبون لارا ) فقط سرش رو تکون داد رفتم نشستم توی ماشین بعد که در رو بست اومد نشست مشت فرمون وقتی داشت رانندگی میکرد بازو هاش چشمم رو گرفت به بازو هاش لباسش رو جذب خوش کرده بود نگاه میکردم......
- به چی نگا میکنی ؟
+ هی هیچی هیچی ( سرم رو تکون دادم هم زمان )
( ذهن جونگ کوک ) واقعا دختر بامزه و خوشگلیه از قیافش خوشم میاد مردم وقتی منو با این ببین فکر میکنن بچمه تا کنا سیکس پیکامه 😂
( از زبون لارا ) وای خدای من .... روبهروی یه پایان خیلی خیلی بزرگ که فکر کنم مال خود خانواده جونگ بود پیاده شدیم همین که وارد شدیم خدمتکارا به کوک تعظیم کردن .
! خوش اومدید آقای جئون
_ بارمون به بهترین بخش خرید لباس عروس و داماد
! چشم آقا
( ذهن لارا ) وای خدا جون چشمام برق زد کلی لباس عروس های متفاوت و گرون اونجا بود داشتم توی اون همه زیبایی و زر و برق غرق میشدم . جونگ کوک داشت نگام میکرد یهو از تعجب دراومدم
_ بریم تو
+ آم باش
- ۳۱.۲k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط