part 38🍋🟩
part 38🍋🟩
نامجون:
چند دقیقه بعد از اینکه هانیل رفت تو اتاقش یه پیامی اومد روی گوشیم ناشناس بود شمارش باز کردم پیامش این بود
«منم هارا،خیلی دوست دارم بدونم با اینکه دختر کوچولومون باهات دشمن شده قراره چطوری کنار بیای!
کیم نامجون تو چند سال پیش دخترم رو ازم جدا کردی منم خواستم اینطوری تلافی کنم»
باورم نمیشه برای اینکه منو با هانیل دشمن کنه چه اراجیفی رو بهش گفته و دست به چه کاری زده اصلا به این فکر نکرده اگه من بتونم ثابت کنم حرفش اشتباهه چی میشه؟
الان فقط باید رو ثابت کردن خودم به هانیل تمرکز کنم و تنها راهشم اینه که مدارک پزشکی اون زنیکه رو از بیمارستان بگیرم پ از پزشک قانونی هم گواهی فوتش رو بگیرم اون موقع هانیل بهش ثابت میشه که اشتباه میکرده
زنگ زدم به بیمارستان و بهشون گفتم که مدارک اماده کنن و از اونجایی توی پزشک قانونی آشنا داشتم گفتم یه کپی از گواهی فوت برام بفرستن و بعدش منتظر آماده شدنشون موندم.
از اتاق هانیل صدای گریه و هق هق میومد چند بار خواستم برم بهش سر بزنم اما بعدا فکر کردم بهتره با مدرک برم و حالشو با حرف های الکی بدتر نکنم!
بعد از چند ساعتی که چند روز گذشت صدای زنگ در اومد و دستیارم کاغذارو آورد و منم سریع رفتم و بدون در زدن وارد اتاقش شدم،نشسته بود روی تخت و زانو هاشو بغل کرده بود و داشت گریه میکرد تا منو دید سریع بلند شد و اومد طرفم
&چرا اومدی؟ مگه نگفتم میخوام تنها باشم؟
-چرا گفتی اما ببین چی آوردم
&چی؟
-اول بشین دخترم
&به من نگو دخترم{داد}
-هانیل طوری رفتار نکن که بعدا پشیمون بشی بهت گفتم بشین
&{نشست}
نامجونم نشست کنارش و مدارک پزشکی رو در آورد و بهش نشون داد
-ببین هانیل اینجا نوشته که چوی مال سوک همون مادربزرگت یعنی مادر هارا حتی بعد از تاریخ طلاق ما هم به صورت رایگان به درمانش ادامه داده بود و من ازش پولی نگرفتم و گذاشتم تا آخرش بمونه تو بیمارستان و درمان بشه.این هم جواب آزمایشاتی هست که قبل از مرخص شدن انجام داد که همشون اینکه کامل بهبود پیدا کرده بود رو نشون میده.
&اما توی گواهی فوت نوشته بود که به خاطر بیماری بود
-دختر قشنگم اون جعلی بود ببین این کپی نسخه اصلی گواهی فوتش هست نگاه کن مهر اصلی پزشک قانونی سئول هم روش زده شده
&...
ادامه دارد...
🎀بهتون گفته بودم که احتمال داره پارت بزارم الانم چون چند روز مونده تا تموم شم گذاشتم خوشگلام🎀
لطفا کلی حمایتم کنید چون امروز روز بدی داشتم از یادم بره
نامجون:
چند دقیقه بعد از اینکه هانیل رفت تو اتاقش یه پیامی اومد روی گوشیم ناشناس بود شمارش باز کردم پیامش این بود
«منم هارا،خیلی دوست دارم بدونم با اینکه دختر کوچولومون باهات دشمن شده قراره چطوری کنار بیای!
کیم نامجون تو چند سال پیش دخترم رو ازم جدا کردی منم خواستم اینطوری تلافی کنم»
باورم نمیشه برای اینکه منو با هانیل دشمن کنه چه اراجیفی رو بهش گفته و دست به چه کاری زده اصلا به این فکر نکرده اگه من بتونم ثابت کنم حرفش اشتباهه چی میشه؟
الان فقط باید رو ثابت کردن خودم به هانیل تمرکز کنم و تنها راهشم اینه که مدارک پزشکی اون زنیکه رو از بیمارستان بگیرم پ از پزشک قانونی هم گواهی فوتش رو بگیرم اون موقع هانیل بهش ثابت میشه که اشتباه میکرده
زنگ زدم به بیمارستان و بهشون گفتم که مدارک اماده کنن و از اونجایی توی پزشک قانونی آشنا داشتم گفتم یه کپی از گواهی فوت برام بفرستن و بعدش منتظر آماده شدنشون موندم.
از اتاق هانیل صدای گریه و هق هق میومد چند بار خواستم برم بهش سر بزنم اما بعدا فکر کردم بهتره با مدرک برم و حالشو با حرف های الکی بدتر نکنم!
بعد از چند ساعتی که چند روز گذشت صدای زنگ در اومد و دستیارم کاغذارو آورد و منم سریع رفتم و بدون در زدن وارد اتاقش شدم،نشسته بود روی تخت و زانو هاشو بغل کرده بود و داشت گریه میکرد تا منو دید سریع بلند شد و اومد طرفم
&چرا اومدی؟ مگه نگفتم میخوام تنها باشم؟
-چرا گفتی اما ببین چی آوردم
&چی؟
-اول بشین دخترم
&به من نگو دخترم{داد}
-هانیل طوری رفتار نکن که بعدا پشیمون بشی بهت گفتم بشین
&{نشست}
نامجونم نشست کنارش و مدارک پزشکی رو در آورد و بهش نشون داد
-ببین هانیل اینجا نوشته که چوی مال سوک همون مادربزرگت یعنی مادر هارا حتی بعد از تاریخ طلاق ما هم به صورت رایگان به درمانش ادامه داده بود و من ازش پولی نگرفتم و گذاشتم تا آخرش بمونه تو بیمارستان و درمان بشه.این هم جواب آزمایشاتی هست که قبل از مرخص شدن انجام داد که همشون اینکه کامل بهبود پیدا کرده بود رو نشون میده.
&اما توی گواهی فوت نوشته بود که به خاطر بیماری بود
-دختر قشنگم اون جعلی بود ببین این کپی نسخه اصلی گواهی فوتش هست نگاه کن مهر اصلی پزشک قانونی سئول هم روش زده شده
&...
ادامه دارد...
🎀بهتون گفته بودم که احتمال داره پارت بزارم الانم چون چند روز مونده تا تموم شم گذاشتم خوشگلام🎀
لطفا کلی حمایتم کنید چون امروز روز بدی داشتم از یادم بره
- ۵.۱k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط