{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏تو هواپیما از مرز ایران که خارج شدیم

‏تو هواپیما از مرز ایران که خارج شدیم

شلوارمو درآوردم که با شلوارک راحت باشم

دیدم همه دارن بد نگاه میکنن

گفتم چتونه مگه نگفت از مرز خارج شدیم؟

کناریم گفت چرا اسکل ولی داریم میریم عراق سفر زیارتیه 😕
دیدگاه ها (۳)

مطلب رو بخونید جالبه

😰کشف حجاب مرد ٥٢سالهدمش گررررررمممممم🤣سلامبنده ۵۲ سالمه امرو...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

wes2Part 3ویلیام: بچها حواستون رو جمع کنید قراره هفته اینده ...

مافیای من

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط