به نام او ...
به نام او ...
خودت را برای روز دیگر آماده کن.
خورشید در منزل ات را میکوبد.
از خواب بیدار شو.
دیگر سرت را زیر لحاف نکن.
بسترت هرقدر هم که
گرم و راحت باشد و
هرقدر که ذهنت بگوید «یه کمی دیگر، فقط یه کمی دیگر» هرگز به پایان نخواهد رسید.
ذهن آن را پی در پی به تعویق خواهد انداخت.
ذهن از تو می خواهد در خواب بمانی، زیرا تنها زمانی که تو خواب باشی او میتواند عرض اندام کند.
وقتی بیدار شدی، ذهنت ناپدید میشود.
درست همانگونه که به هنگام بیداری، رویاها ناپدید میشوند.
پس بیدار شو!
بیداری را به تأخیر میانداز...!
خودت را برای روز دیگر آماده کن.
خورشید در منزل ات را میکوبد.
از خواب بیدار شو.
دیگر سرت را زیر لحاف نکن.
بسترت هرقدر هم که
گرم و راحت باشد و
هرقدر که ذهنت بگوید «یه کمی دیگر، فقط یه کمی دیگر» هرگز به پایان نخواهد رسید.
ذهن آن را پی در پی به تعویق خواهد انداخت.
ذهن از تو می خواهد در خواب بمانی، زیرا تنها زمانی که تو خواب باشی او میتواند عرض اندام کند.
وقتی بیدار شدی، ذهنت ناپدید میشود.
درست همانگونه که به هنگام بیداری، رویاها ناپدید میشوند.
پس بیدار شو!
بیداری را به تأخیر میانداز...!
- ۳۱۳
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط