{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داوینچی منو دزدید

داوینچی منو دزدید
نزدیکای غروب بود و با یکی از گرگینه ها توی حیاط بودی و میخندیدی
ا.ت : قشنگ بود ویکتور
ویکتور : تو خیلی زیبایی ا.ت
و موهای بلوندتو پشت گوشت داد
ویکتور : ماه داره میاد بیرون بهتره من برم تو قفس ماه کامله
سرتو تکون دادی لبخندی زدی ژاکت بافتی ات رو دور خودت محکم کردی و نفس عمیقی کشیدی بوی خاک بعد یه روز بارونی خواب بعد خستگی توی هوا سرد
ویکتور با عجله به سمت قفس میرفت که با چیزی زیر پاش زمین خورد بلند شد و ایزاک رو دید
ایزاک : نباید باهاش حرف میزدی
ویکتور : میخوای چیکار کنی نایت فک کنم عاشقم شده گرگینه ها از داوینچی ها جذاب ترن
دست راستشو بالا آورد و گردنش ویکتور رو گرفت از روی زمین بلند کرد و با خشم گفت
ایزاک : یبار دیگه دربارش حرف بزن تا زنده تو جنگل دفن ات کنم
و گردنشو ول کرد و رفت ...
چشمامو باز کردم توی یه کلبه قدیمی بودم صبح شده بود به مغزم فشار آورم و یادم اومد شب تو اتاقم خوابیده بودم به سمت در رفتم که در کلبه قفل بود وسایل فلزی و عجیبی اونجا بود اصلا اونجا چیکار میکردم که یهو صدایی از پشت به گوشم رسید
ایزاک : تلاش نکن ا.ت قدرتت به یه داوینچی نمیرسه
ا.ت : من اینجا چیکار میکنم ایزاک (خنده)
به سمتش رفتیو دستاتو دور گردنش انداختی که با قدرتش مجبورت کرد ببوسیش
ایزاک : ا.ت میدونی از گرگینه ها بدم میاد و اینجا که ازشون دوری راحت ترم
ا.ت : نه ویکتور اهه اون توهم میزنه فک میکنه عاشقشم
ایزاک : چرا باهاش میخندی (تیکه با خشم)
ا.ت : ببین آروم باش نیاز نیست خودتو اذیت کنی خب اون توهم میزنه همین من نباید خوشحال باشم
بعد هم با قدرتت که بهت کمک می‌کرد بتونی ریشه درختان رو رشید بدی درو به چمن ها از جا کندیو گفتی
ا.ت : بریم ؟
ایزاک : دیگه باهاش حرف نزن
سرتو تکون دادی
ایزاک : صبر کن
ا.ت : چیه
ایزاک : تنبیه‌ت چی پس
ا.ت : چی
پرتت کرد رو تخت و سرجاش گذاشت و اومد روت
ایزاک : بیا ببینیم کی قوی تره من یا تو داوینچی یا گیاه
و لباتو قفل کرد

بام بام خبر خوب
۷۵ تایی بشیم براتون ۱۰ تا تکپارتی تو یه روز میگذارم
دیدگاه ها (۰)

p30اشک های اونم به من اذافه شد تئو دوست صمیمیش بود باورش برا...

چجوری باهم شیطونی میکنین تام : شیطونی فقط +18 😈متیو : ا.ت :...

part 2ا/ت طوری گفت که فقط ا/د بشنوه در حالی که ا/د وسایل هاش...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط