{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنفش من

بنفش من
Part19
_از خواب بیدار، شدم فرشته کوچولوم تو بغلم بودم لباشو اورده بود جلو مث بچه ها خوابیده بود... محو نگاهش بودم که
خجالت نمیکشی دختر مردم رو دید میزنی؟
_دختر مردم؟ ولی تو دختر منی که
خنده*
_امروز تولدته پاشو بریم کلی کار داریم
وای اره... یهو گوشی تهیونگ زنگ خورد
_عه جیمینه
گوشیو برداشتم الو جیمین
÷تهیونگگگگ* داد*
ات غیب شده نیست
_(از خنده پاره شدن)
÷چته پسررر خنده داره
_پیش منه خب
÷ینی چییی
_بعدن میگم امروز تولد اته بعدن میبینم بایییی
بلند شدم و به ات خیره شدم امروز کار دارم ساعت 8 محمونی شروعه الان ساعت 2 عه زود بر میگردم من برم دیگه
وایسااا
_چی شدهه
سریع پریدم یه بوس دادم بهت حالا برو
_شیطون شدیا بعدن حسابتو میرسم
خنده*
تهیونگ رفت و من رفتم سمت آشپز خونه غذا درست کردم و خوردم که سایان رو دیدم
سایانننن
^اتتتت کجا بودی نگرانت بودم... حالت خوبههه
نفس بگیر دختر من خوبم تو خوبی؟
^ارههه خیلی خوشحالم دیدمتتت
ممنونم بعدننن بیا حرف بزنیم کلی کار ریخته رو سرم من برم
^وایساااا..
جونم
^تولدتتتت مبارک
از کجا میدونیی
^ارباب گفته همه جی باید بی نظیر باشه و هیچی کم و کسری نداشته باشه جون تولد اته
بح بح... راهمو کج کردم و رفتم سمت اتاق رفتم حموم و دوش گرفتم بیرون اومدم ارایش ملایمی کردم موهام رو بافتم و تصمیم کردم لباسی رو بپوشم که اولین بار تهیونگ منو دید (عکسشو میزارم) پوشیدم و ارایش ملایمی کردم
که...

اسلاید دوم لباس ات

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۵)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

وقتی تنبیه میشی

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

dark love

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط