{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹۳

پارت ۹۳


رزت : چرا الان اومدی؟

کیان : حوصلم سر رفته ... بگذریم.. خیلی خوشگل شدی

رزت : ممنون... ولی برو تا ۱ ساعت دیگه مونده بروووو

کیان : باشه باشه

* بعداز اینکه رفت رفت رفتم پیش بقیه *

کالیکس : سلام نخودچی

رزت : از اینکه بهم میگی نخودچی خیلی بدم میاد

کالیکس : خو شبیه نخودچی

رزت : هوف می حوصله داره با تو بحث کنه

کلود : رزت

رزت : بابا

کلود : خیلی خوشگل شدی

رزت : ممنون!

کلود : از انتخابت مطمعنی؟

رزت : آره بابا نگران نباش

* پرش زمانی یه ساعت بعد *

رزت : دیگه باید بیان

* بعد از اینکه اینو گفتم وارد شدم *

هنری : سلام کلود چخبر؟

* کیان اومد نزدیکم *

کیان : سلام غرغرو

رزت : سلام استیگما خان

کیان : خیلی هم دلت بخواد

رزت : بیتربیت .... کمتر بیتربیت باش

کیان : شما امر بخوا

* در طول اینکه اومده بودن همش کیان منو نگا میکرد *

رزت : چته؟

کیان : ها؟

رزت : چرا اینجوری نگام میکنی؟

کیان : چون خیلی خوشگلی

* صورتم سرخ شد *

کیان : یه بار سوال پرسیدم دوباره هم میپرسم

رزت : چی ؟

کیان : با من نامزد میشی؟

* بقیه منتظر جواب من بودن *

رزت : با کمایل میل قبول میکنم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹۲ کیان : ها؟ * بابام رفت بیرون * کیان : عالی شد ** از ...

پات ۹۱ **از دید کیان ** * تقریبا الان سه سال گذشته منو رزت ۱...

پارت ۳۷ رزت : مهربونی بهت نیومده؟ کیان: من اینو نگفتم منظورم...

پارت ۴۵ رزت : درخت سیب؟ کیان: برو بالا تاحالا از این رفتی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط