{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر دری میان ما بود

اگر دری میان ما بود،

می‌کوفتم؛

درهم می ‌کوفتم!

اگر میان ما، دیواری بود،

بالا می‌رفتم، پایین می‌آمدم؛

فرو می‌ریختم!

اگر کوه بود،

دریا بود،

پا می‌گذاشتم بر نقشه‌ جهان و

نقشه‌ای دیگر، می‌کشیدم!

اما میان ما،

هیچ نیست

هیچ؛

و تنها با هیچ،

هیچ کاری نمی‌شود کرد


@d_f

دیدگاه ها (۲)

یک شب که باران #شدیدی می‌بارید،«پرویز شاپوراز «احمد شاملو»پر...

گلی دارم به دور از دیدگانمولی مخفی میان #قلب_و_جانمکه گهگاهی...

چشمانم را میبندمو پیچک رویایم را در وجودم می خشکانمپای پرنده...

پاک کردنِ بعضی از آدمااز ذهــــن_مـثل پاک کردنِ پنجره ست_ پ...

part.14.من رفتم دوش بگیرم چون لباس نداشتم باید صبر می کردم ...

پارت ۴۳

بسم الله الرحمن الرحیم حکایت ستاره های دریایی :در روزگاران ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط