A❤️
A❤️
پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست
با غزلهای من و حال و هوایم آشناست
دوستش دارم کنارش مینشینم روز و شب
ریشه و برگ و گلش حتی برایم آشناست
زلف افشانده ست از هرسو به بام خانه ام
با خیال نیمه ی شبها رهایم آشناست
در حیاط خانه ی همسایه ها سربرده است
بهتر از من با همه همسایه هایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آن قدر نام تو را در پیش او آورده ا
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست.
پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست
با غزلهای من و حال و هوایم آشناست
دوستش دارم کنارش مینشینم روز و شب
ریشه و برگ و گلش حتی برایم آشناست
زلف افشانده ست از هرسو به بام خانه ام
با خیال نیمه ی شبها رهایم آشناست
در حیاط خانه ی همسایه ها سربرده است
بهتر از من با همه همسایه هایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آن قدر نام تو را در پیش او آورده ا
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست.
- ۶۸۸
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط