{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 76 ⁠`⁠ლ⁠

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 76 ⁠`⁠ლ⁠


کلافه قاشق اش را در میان غذایش میچرخوند جیمین از صبح تاحالا نبود خبری هم ازش نداشت و این اون دختر رو عصبی و کلافه میکرد با صدای تنها برادرش که روبه رو نشسته بود سرش رو بالا گرفت می کو : چرا ناهار نمی‌خوری داری با فدات بازی می‌کنی بگو ببینم چرا
ات : هیچی اشتها ندار‌م
می کو : جیمین ناراحتت کرده من بهش گفتم نباید همچین کاری بکنه
ات : کاری نکرده داداش اینجوری نگو من اونو خیلی دوست دارم ..
با پیامی که به گوشی اش آمد سریع برداشتش به فکر اینکه جیمینه پیام رو باز کرد درست فکر میکرد پیام از طرف جیمین بود شروع کرد به خواندن پیام ٫٫٫ گل برفی من برو تو اتاقت یه چیزی برات گذاشتم بعدن به این آدرس بیا ٫٫٫ بدون جواب دادن از صندلی بلند شد‌ با لبخند رویه برادرش کرد ات : جیمین بود یه آدرس فرستاد من باید برم
با لبخند رستوران هتل را ترک نمود می کو به صندلی اش تکیه داد درحالیکه فنجان قهوه را سمته دهانش می‌برد لب زد می کو : عشق یه همچین چیزیه
وارده اتاق اش شد با عجله به طرفه تخت قدم برداشته با دیدن لباس قرمز کوتاهی که رویه تخت گذاشته بود لبخند بزرگی رویه لب هایش نشست سمته لباس ها خم شد و برداشتش جلوی آینه رویه خودش لباس ها رو گرفت دقیقا اندازه اش بود لباس قرمز کوتاهی کن تا بالای زانو هایش میشد لبخندی زد و با خودش زمزمه نمود ات : سلیقه اش هم مثله خودش عالیه ...... با لبخندی که از رویه لب هایش پاک نمیشد درحالیکه لباس تویه دست اش بود به سمته حمام قدم برداشت......................
/اسلاید ۲ لباس ات /
آخرین کارش را هم انجام داد رژ لب قرمزی که همرنگ لباس هایش بود به لب هایش زد از روی صندلی بلند شد نگاه کلی به خودش تویه آینه انداخت آن لباس قرمز کوتاهی با کفش و رژلب همرنگ اش آرایش ظریف موهای افشون اش همه این ها زیباییش را بیشتر میکرد از جلوی آینه کنار رفت با برداشتن کیف اش کوچیک اش از اتاق خارج شد کنجکاو از اینکه جیمین چه سوپرایزی برایش داره به داها آسانسور رفت بعد از زدن دکمه یه پایین هدایت شد خیلی زود از آسانسور ‌پیاده شد و سالن هتل را طی نمود و به بیرون رفت ماشین مشکی رنگی جلوی درب هتل ایستاده منتظر ات بود راننده لب زد ...: آقای پارک منتظر شما هستن ات : عشق کاریزماتیک من
دیدگاه ها (۳)

ادامه پارت ۷۶به طرفه ماشین رفت و بلافاصله سوار ماشین شد .......

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 77 ⁠`⁠ლ⁠اسلاید ۲ استایل جیمین اسلا...

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part 5 ...

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part ۴ قدم ...

#دوپارتی🦋پارت¹ات روزه سختی رو توی مدرسه گذرونده بود...انقدر ...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

پارت³که یهو جیمین اسلحشو گذاشت زمین و جونگکوک با تعجب به جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط