{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی تهیونگ.../

تک پارتی تهیونگ.../

ویو تهیونگ...
مثل همیشه سمت اون رودخونه ای رفتم که همه ی بدبختیام از اونجا شروع شد...

۱ سال پیش...
×ات تروخدا از اونجا بیا پایین خواهش میکنم
_نه تهیونگ من تصمیممو گرفتم دیگه از این زندگی و ادماش خسته شدم دیگه نمیکشم خستم

×بیا پایین میفتی ات تو منو داری مامان باباتو داری بیا آدما به دردت نمیخورن خودتو فدای اونا نکن خواهش میکنم

_نه تهیونگ اصرار نکن من مامان بابامو خیلی وقته از دست دادم اینو خودت هم میدونی ای کاش تو همون تصادف کوفتی منم باهاشون میمردم ولی الان دیر نیست میتونم الان برم پیششون تو خوشحال باش

عاشق شو و یه زندگی زیبا برا خودت بساز برای منم ناراحت نباش جام توی اون دنیا راحته به خودت امید داشته باش و اینو یادت باشه من به عنوان یه پروانه میام پیشت....

و خودش رو داخل رودخونه انداخت...

×نهههههه اتتتتتتتت...

ویو حال...
به اون رودخونه رسیدم و کنارش نشستم...

×ات یه ساله منتظرم که همه ی اینا خواب باشه ولی نیست مگه نگفتی مثل یه پروانه میای پیشم

زود زدی زیر قولت من تو رو به اندازه ی تمام کهکشان ها دوست دارم ولی انگار تو منو فراموش کردی نه(گریه)

که بعد چند مین یه پروانه آبی میاد و روی گونه ی تهیونگ میشینه...

×بلاخره صدامو شنیدی و اومدی عشق پروانه ای من(خنده و گریه)....

yona_park
دیدگاه ها (۹)

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

پارت هشتم

مربی موتور سوار

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

رمان

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت3ات:نزار دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط