دلم میسوزد
دلم میسوزد
شبیه سوزش دستانم
که محکم با خط کش روی آن میزدند
دلم میسوزد
شبیه زبانم که فلفل سبزه تندی
را به خیال شیرین بودنش خورده بودم
دلم میسوزد شبیه لباسی که اتوی داغ را
روی آن گذاشتم
دلم میسوزد شبیه غذایی که فراموش کردند
شعله زیرش را کم کنم
دست و زبان و لباس و غذا را چاره ای بود
اما هر شب سوخته شدن دلم را
چه کنم ...؟!
شبیه سوزش دستانم
که محکم با خط کش روی آن میزدند
دلم میسوزد
شبیه زبانم که فلفل سبزه تندی
را به خیال شیرین بودنش خورده بودم
دلم میسوزد شبیه لباسی که اتوی داغ را
روی آن گذاشتم
دلم میسوزد شبیه غذایی که فراموش کردند
شعله زیرش را کم کنم
دست و زبان و لباس و غذا را چاره ای بود
اما هر شب سوخته شدن دلم را
چه کنم ...؟!
- ۶۰۷
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط