{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم
حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
قسمت این بود،چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شعر باشم
شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم
دیدگاه ها (۱)

یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهیبه خلوت با خیال من تکل...

احمد شاملو:یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پو...

♡♡♡

♡

My lovely neighbor part : 47

چندپارتی جیهوپ

برادر ناتنی

My lovely neighbor part : 46

قسمت  اين بود که من با تو معاصر باشمتا در اين قصــــه پر حاد...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه پر حادثه ح...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصــــه پر حادث...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه پر حادثه حا...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط