{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part۴

part۴
داشتم با چشمایی که از حدقه در اومده نگاهش میکردم که یک عدد پسر کراش از پشتش در اومد ماشاالله چشم نخورم بچم حاوی پرسینگ،تتو بود و از سر تا پاش لباساش برند بود
اسم روی لباسش هم کیم تهیونگ بود
اما هاریم بهم گفته بود که جعون پیرسینگ داره
داشتم اطلاعاتو هضم میکردم که اون تهیونگه اومد جلو یک دفعه همه ی بچه ها از دعوا دست کشیدن و ردیفی توی گوشه های راهرو به صف وایستادن
تهیونگ رفت و جعون هم شونه هاشو محکم کوبید به شونه هام و پشت سرش راه افتاد
اینا چرا اینجوری بودن؟وات دف فازشون چی بود؟

اهمیتی ندادم و وارد کلاس شدم باید صندلیم ته کلاس پیش پنجره باشه رفتم و سرجام نشستم
معلم وارد شد و شروع به درس دادن کرد هیچ کس هم به حرفاش گوش نمی‌داد
یا خوابیده بودن یا با گوشی مشغول بودن
همچنان دامنم معذبم میکرد من همیشه دختری بودم که حجابشو در برابر نامحرمان رعایت می‌کنه

وجدان:پس عمم بود با نیم تنه می‌رفت باشگاه مختلط ؟

+یااااا خفه شو
اینو گفتم و همه نگاهاشون برگشت سمتم
این دومین بار بود که توی امروز این جمله رو بلند گفته بودم
تهیونگه سرشو از روی میز بلند کرد عه اینم اینجا بود؟
معلم:بله؟
وای الان چه غلطی بکنم ؟اینجا هم مدرسه خودم نیست یک بهونه ای جور کنم دیگه هم جنی یا گارامی نیست که نجاتم بده

نویسنده خودم نیستم ایشونه
https://wisgoon.com/joen_sojin
دیدگاه ها (۰)

part ۵یهو یکی بغل دستیمو دیدم واااااا اینم چه کراشه سیب گلوش...

وجدان:ممنون از رتبه بندیت خواهش نمیکنمولی خب از اونجایی که م...

part ۳البته این برای هاریم صدق نمی‌کرد چون پدرم صاحب یک شرکت...

part ۲٪هارینااا شاید این درخواست زیادی باشه چون من ازت خواست...

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part 3فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط