دیروز خونمون خالی بود عشقمو بردم خونه...
دیروز خونمون خالی بود عشقمو بردم خونه...
شروع کردیم به عشق و حال کردن...
داشتم ازش لب میگرفتم که یهو بابام امد تو...
عصبانی شد شروع کرد به دادو بیداد کردن...
عشقمو گرفت بردش تو حیاط و پرتش کرد وسط حیاط...
.
.
.
.
.
.
.
.
زد شکوندش و گفت اگه یه بار دیگه تو این خونه قلیون ببینم میکشمت...
حالا قلیون به درک یه فکری به حال خودت بکن با این افکار خرابت واااااالا...
شروع کردیم به عشق و حال کردن...
داشتم ازش لب میگرفتم که یهو بابام امد تو...
عصبانی شد شروع کرد به دادو بیداد کردن...
عشقمو گرفت بردش تو حیاط و پرتش کرد وسط حیاط...
.
.
.
.
.
.
.
.
زد شکوندش و گفت اگه یه بار دیگه تو این خونه قلیون ببینم میکشمت...
حالا قلیون به درک یه فکری به حال خودت بکن با این افکار خرابت واااااالا...
- ۴.۴k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط