{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری از دوس دخترش درخواست شیطانی کرد...

پسری از دوس دخترش درخواست شیطانی کرد...
دختر سیلی محکمی به پسر زد و گفت خفه شو کثافت...
پسر دستهای دختر را گرفت و خواهش کرد...
دختر با گریه میگفت میدونی اولین باریست که تو دستهای منو گرفتی تو پاک بودی حالا چرا؟؟؟
پسر نذاشت دختر حرف بزند او را به زور به اتاق برد...
دختر گریه میکرد و جیغ میکشید...
پسر لباسهای دختر را در آورد و بعد لباسهای خود را...
دختر فقط جیغ میزدو التماس میکرد...
پسر به دختر تجاوز کرد...
دختر هیچکاری نمیتوانست انجام دهد و فقط گریه میکرد به حال خودش...
بعد از تمام شدن کار پسر کنار دختر دراز کشید و اشکهایش را پاک میکرد و آرام با دست موهایش را نوازش میکرد...
دختر حتی توان نداشت دست پسر را کنار بزند فقط میگفت خیلی پستی کثافت...
پسر بعد از سکوتی طولانی به حرف امد...
با لبخندی معصومانه گفت حالا دیگر من هم ایدز دارم...
ناگهان دختر ساکت شد و هیچ نگفت و فقط به چشمان پسر خیره شد...
با بغض سنگینی به پسر گفت یعنی من...!!!
بغض شکست و اشکهایش جاری شد و با خود میگفت که او چقدر مرا دوست دارد...
پسر دختر را در آغوش گرفت ولی نمیتوانست دختر را ساکت کند زیرا چشمان خودش هم خیس اشک بود...
دیدگاه ها (۶)

عایا بله؟؟؟

....

....

دیروز خونمون خالی بود عشقمو بردم خونه...شروع کردیم به عشق و ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖 و بعد مک ارومی رو به لب هاش هدیه کرد....

Crimson silence (p18)

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_8میخواستم از گذشته اش بفهمم....

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:4با وارد شدن پرستار حرف مرد کامل نشد.؛ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط