{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون این منم...

اکنون این منم...
منی که بر سر دوراهی زندگی مانده ام ...
دو راهی میان چه....؟

ماندن یا نابودی...؟؟

عشق یا منطق...؟؟

عشق یا نفرت...؟؟
نه......

من نمیگذارم....

بدون شک من اجازه نمیدهم...

من در این بازی زندگی برنده می شوم...


بازنده بودن برای من معنایی ندارد ...

حتی اگر این بازی حالت قمار به خود گیرد...

پای زندگیم ریسک میکنم....
من از ابتدا قوی بودن را یاد گرفتم....

بر روی پای خود ایستادن را...

خود ساخته بودن را.....
برای من باخت معنایی ندارد.......
نابود میکنم چیزی را که سد راهم شود...
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 معارفه | «قلبی در قلمرو دشمن»او جونگ‌کوک بود؛۲۲ ساله، رئیس...

چرا رفراندوم نمیگذارند؟قبل از اینکه دلایل عدم برگزاری رفراند...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒 / بــازی قـدرتـــشخصیت‌های اصلی: جئون جونگ کوک، ک...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

From Hatred to My Love

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط