{Knife Dead}
{Knife Dead}
Part 3
مرده سری تکون داد و سمته میز خالی کنار پنچره رفت به طرف دخترک که سمتش میآمد خیره شد ...
ات: چی میل دارید
مرده ای که کلاه آفتابی و ماسک مشکی زده بود گفت : اممم فقد آب یه لیوان آب میخواهم
دخترک با چشم های شیطون آمیزی کمی سرش را کج کرد و گفت
ات: ماسک زدین چرا ...
مرده چشم دوخت به دخترک وگفت : چی شده شما هم میخوایید؟
دخترک شیطون لبخند شیطونی زد و موهایش را پشت اش انداخت
ات: بابا بیخیال من که چیزی نگفت چرا عصبانی میشی من رفتم شرو کم کنم
آخره حرفش خنده ای کرد و سمته همکارش رفت ...
ات: جیا سه پرس با نوشابه سرد
جیا: چشم الان آماده میشه
.. : ببخشید خانم
دخترک با شنیدن اسمش چرخید سمته مشتری مرد و سمتش قدم برداشت زود سری پایین کرد گفت
ات: بله .. کارم داشتین
مرده با عصبانیت گفت..... : شما میدونید من از کی تا الان نشستم تا سفارشم آماده بشه
مینی شیطون کمی دلخور شده گفت
ات : معذرت میخواهم ولی شما که اصلا سفارش ندادین
مرده میان لب هایش غرید.... : چی یعنی میگی من دروغ میگم اره
دخترک دلخور تر سری پایین کرد و باز هم گفت
ات: آقای محترم ولی شما اصلا سفارش ندارین ببینید اسم دفترم
کتاب را سمته مشتری بیادب گرفت و او همچنان از رو صندلی بلند شد و سوپی که رو میز بود را آمدن رو زمین ریخت و عصبی گفت : پس اگه میگی که دروغ میگم زود باش این زمین زیر پام رو تمیزش کن یالا دیگه
رئیسش وقتی این صحنه رو دید زود سمتش قدم برداشت و با دستش زد به آرنجش زد و گفت: چی کار میکنی زود باش تمیزش کن وگرنه اخراجی
دخترک دیگه واقعا خسته بود امروز کل زمین تمیز کرده بود ولی نه جلو همه ... با برداشت دستمال خم شد جلو مرده شکم گنده و مشغول تمیز کردنش شد ... گوشی از چشم اش بخاطر بغض اشکی سرازیر شد ولی با پشت دستش زود پسش زد هر کاری میکرد
Part 3
مرده سری تکون داد و سمته میز خالی کنار پنچره رفت به طرف دخترک که سمتش میآمد خیره شد ...
ات: چی میل دارید
مرده ای که کلاه آفتابی و ماسک مشکی زده بود گفت : اممم فقد آب یه لیوان آب میخواهم
دخترک با چشم های شیطون آمیزی کمی سرش را کج کرد و گفت
ات: ماسک زدین چرا ...
مرده چشم دوخت به دخترک وگفت : چی شده شما هم میخوایید؟
دخترک شیطون لبخند شیطونی زد و موهایش را پشت اش انداخت
ات: بابا بیخیال من که چیزی نگفت چرا عصبانی میشی من رفتم شرو کم کنم
آخره حرفش خنده ای کرد و سمته همکارش رفت ...
ات: جیا سه پرس با نوشابه سرد
جیا: چشم الان آماده میشه
.. : ببخشید خانم
دخترک با شنیدن اسمش چرخید سمته مشتری مرد و سمتش قدم برداشت زود سری پایین کرد گفت
ات: بله .. کارم داشتین
مرده با عصبانیت گفت..... : شما میدونید من از کی تا الان نشستم تا سفارشم آماده بشه
مینی شیطون کمی دلخور شده گفت
ات : معذرت میخواهم ولی شما که اصلا سفارش ندادین
مرده میان لب هایش غرید.... : چی یعنی میگی من دروغ میگم اره
دخترک دلخور تر سری پایین کرد و باز هم گفت
ات: آقای محترم ولی شما اصلا سفارش ندارین ببینید اسم دفترم
کتاب را سمته مشتری بیادب گرفت و او همچنان از رو صندلی بلند شد و سوپی که رو میز بود را آمدن رو زمین ریخت و عصبی گفت : پس اگه میگی که دروغ میگم زود باش این زمین زیر پام رو تمیزش کن یالا دیگه
رئیسش وقتی این صحنه رو دید زود سمتش قدم برداشت و با دستش زد به آرنجش زد و گفت: چی کار میکنی زود باش تمیزش کن وگرنه اخراجی
دخترک دیگه واقعا خسته بود امروز کل زمین تمیز کرده بود ولی نه جلو همه ... با برداشت دستمال خم شد جلو مرده شکم گنده و مشغول تمیز کردنش شد ... گوشی از چشم اش بخاطر بغض اشکی سرازیر شد ولی با پشت دستش زود پسش زد هر کاری میکرد
- ۲۴.۲k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط