{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای برای

عاشقانه ای برای
لـــــــطـــیـــــفــــــه



بازی تلخی است، وقتی در قماری سرسری
خشت خشتم را به دست آورده ای با دلبری ....

برگهایم را به آتش بسته پاییزِ "دلت"
در خیابان ، زرد و تنها مانده ام... تا بگذری

در غیاب روزهای رفتنت حک کرده ام
اسم زیبای تو را بر خاتم انگشتری...

در مدار چشمهای روشن خورشیدی ات
همچنان می چرخد و می خواهدت این مشتری

این همه پروانه را مشغول خود کردی چرا؟!
اینقدر شاعر که در آغوش خود می پروری....

صبح ها ،دنبال تو خورشید هم سر می زند...
از قوانین طبیعت ...یک سر و گردن سری !
دیدگاه ها (۳۳)

اینم کیک روز مردآقایون روزتان مبارک؛ انشالله خدا به همه مرده...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودتعاشقش باشی و افسوس گرفتار خود...

میـان بـاغ چشــمانـمهــزاران رمــز و راز  ِ نــیبـه هــر جـو...

باور کن !این را با تمام وجودت باور کن؛ که:آن کس که وعده ی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط