مروارید آبی

مروارید آبی
Part ⁹¹

کوک من و بین دستاش نزدیک و صورتشو نزدیک صورتم اورد
_ از چی میترسی؟
+از... تو (لکنت)
_ نترس فقط همراهی کن
ویو کوک
دیگه طاقت نداشتم و لبامو محکم رو لبای لانا گذاشتم و عمیق مک میزدم
اصماتتتتتتت *

فردا صبح
ویو لانا
صبح با درد شدیدی از خواب بیدار شدم و داشتم به کوک لعنت میفرستادم
_ چیه هعی داری نفرینم میکنی؟(خوابالود)
+خیلی درد دارم (بغض)
_ چی؟؟(تعجب) هوفف کلافه بلند شو بریم حموم دردت بخاطر اینه که باکره بودی
+پ ن پ
_ (خنده)
ویو کوک
بعد از نیم ساعت از حموم اومدیم بیرون و کمک کردم تا لانا لباسشو عوض کنه
+اخ... ممنون
_ بشین جلوی ایینه تا سشوار بیارم موهاتو خشک کنم
+ باشه
ویو لانا
بعد از خشک کردن موهام چون هنوز درد داشتم کوک ارایشم کرد
بیست مین بعد...
_ تمومهه
+ اومم افرین چه حرفه ای میکاپ کردیی
کوک بوسه ای روی موهای لانا میزاره*
_ دوست دارم
+ منم
_ خبببب بریم پایین؟
+بریم
ویو لانا
با کمک کوک از اتاق اومدم بیرون و به سمت اشپزخونه رفتیم
م/ ل به به بیدار شدید بلخرهه
+_ صبح بخیرر
م/ ل صبح شماهم بخیر بشینید که داره خیلی دیرمون میشه باید بریم سر مزار
+ بابا کجاست؟
م/ ل با عموت رفته سر مزار
+اها
بیست مین بعد...


شرط 40 لایک
35 کامنت

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۳۷)

مروارید آبیPart ⁹²ببست مین بعد... ویو کوک بعد از خوردن صبحان...

مروارید آبیPart ⁹³ویو لانابعد از چت کردن با یوجین خیلی خوشحا...

مروارید آبیPart ⁹⁰پنج ساعت بعد... ویو کوکبعد از خوردن شام ...

مروارید آبیPart ⁸⁹_ یعنی چی لانا اون عمارت پدربزرگته+ کوک من...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۳

مافیای عاشق من 💜

ات ویو پاشدم با جیمین و جینا اماده شدیم رفتم دوباره خرید خری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط