{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حِـــس تنهایــــــے یَعنــــــے

حِـــس تنهایــــــے یَعنــــــے

ایــــڼـڪہ

هیچڪسے ازت یادے نڪنہ
نہ تلفن
نہ مسج
نہ میسڪال

بـــــود و نبـــــودٺ واسِـــہ

هیچْڪــَسْ مُهِمْ نَباشــِہ

هیچْڪــَسْ نَـدۉڼِہ زِنــــدِه

إے یا مـُـــردِه

خِیلـــــــے دَرْدْ دارِه وَلـــۍْ غَمــــــے

نیسٺ ، میگـذره
دیدگاه ها (۵)

عشق بعدی

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

I fell for my doctor-part 4

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

پارت ۲ویو ات:ماشین متوقف شد. فضای بیرون یه عمارتِ سنگی و بزر...

★彡   Part 21 彡★ ناگهان، غریزه ای در وجودم من رو وادار به تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط