{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلم
با وجود تو کمی خوب شود حال دلم

همه آشوبم وا ی کاش بدانی که فقط
شده ایی باعث بی تابی وجنجال دلم

بی تو هر شب غم عالم به سرم می ریزد
همه رویای منی و همه آمال دلم

شب دوری تو سخت است خدا می داند
درد عشق و غم هجران شده اموال دلم

بعد از آن قهوه که از چشم ترت نوشیدم
ته فنجان تو یک لحظه فقط فال دلم

من و پروانه ی تنهایی و شمع شب تار
همه آتش زده ای هم پر و هم بال دلم

همه عمرم به قمار دل تو باخته ام
آس قلب تو شده نقطه ی تک خال دلم

خواب دیدم که کسی در شب تنهایی من
دست در دست نسیم آمده دنبال دلم
دیدگاه ها (۴)

خلوت نشین خاطر دیوانه ی منیافسونگری و گرمی افسانه ی منیبودیم...

تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیردطلب بوسه از آن غنچه دهان می ...

ای عشق رفته از دل من از سفر بیا در خواب من شبانه ولی با خبر ...

می شکفد خنده ها ... در نَفَس ناز صبح✨با تو تماشا کنیم ... مژ...

عاشقانه بوقت دلتنگی

شعر و غزل

Hidden Melody in Midnight Seoulp.20(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط