{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…
آرام چون پروانه ای ، رقصید و من بوسیدمش…

همپا شدم با گام او ، با ناز و با ایهام او،
با نم نم آوازها ، چرخید و من بوسیدمش…

در دشت و صحرای دلم ،امید بارش داشتم،
چون نرگسی درسینه ام ،روئیدو من بوسیدمش…

گفتم فدایت جان من، کی میشوی مهمان من،
آهسته در رویای من ، لغزید و من بوسیدمش…

رفتم کمی مستی کنم ، تا اوج همدستی کنم،
درجام احساس اندکی ،جوشید و من بوسیدمش…

تردید کردم در غزل، در بیتهایی بی مثل،
مشتی غزل در دیده ام،پاشید و من بوسیدمش…
دیدگاه ها (۲)

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

عشقم توراهه تا دوساعت دیگه میرسه خیلی خوشحاااااااااااالم

فقط ٣روزدیگه مونده .دلم واسش یه ذره شده

خدایا خدای من خدای خودم دلم بدجوری گرفته بدجوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط