فرشته دورگه پارت31
#فرشته_دورگه #پارت31
کادومو دادم دستش بازش کرد
بابابزرگ:خیلی قشنگه مثل کامران کتاب دوس داشت
من:نمیدونستم چی دوس دارین طبق علاقه خودم خریدم بریم پایین همه منتظرتونن
بابابزرگ:نه بچه سنی ازم گذشته دیگه پیر شدم
من:اااا کی میگه باید بریم پاشین پاشین
دستمو دور بازویی بابابزرگ حلقه کردم رفتیم پایین تا صدایی اعصاش که به پله ها ضربه میزد به گوش مهمونا رسید همه سرا برگشت چشمایی همه برق خوشحالی گرفت
که دانیال چنان سوت بلبلی زد که همه یهو بع خودشون اومدن و دست زدن
رهاو دنیا و دیبا اومدن سمتمون
رها:بابایی داشتیم دیگه نو که اومد به بازار کهنه شدش دل ازار اره
بابابزرگ:کی میگه نوه خوشگل من توجایی خودت آیسان جایی خودش
دیبا:رسما آقاجون حرفتو تایید کرد
دنیا دست بابابزرگ و بوس کرد و تولدش تبریک گفت
من:بابابزرگ منم با دخترا برم
بابابزرگ:خوش بگذرع بهت برو دخترم
رها:مهرمار داریا انتر
من:ووواااا بومن چه
دیبا:بچه ها بچه کنه هارو
اونورو نگاه کردیم ترانه و ترلان چشونه خدایی انتخاب کنین کی رو میخواین آراد بدبخت دیگه داشت اشکش در میومد
من:یکی به داد اون بدبخت بیچاره فلک زده برسه خواهرش کجاس؟
دنیا:😂 😂 رفته دنبال کیک با بابایی ماکان
من:وااا مگه اون دوتا چلاغ بودن یا سرطان مرغی داشتن
*اولن که اون آنفولانزا مرغیه دومن آتوسا ادرسشو میدونست سومن ماشین من خراب بود
برگشتم الله اکبر دوتاشون پشتم واستاده بودن
من:وااااا چرا به من توضیح میدن اشکال نداره اشکال نداره
یهو اقا این اهنگ هرجا بری پایتم من پخش شد😂 😂 منم که جوگیر این اهنگه بودم
من:کاری باری من برم قربدم شماها نمیاین
به سمت آراد اینا رفتم کرم گرفته بود شدید ها
آراد:ااا آیسان چطوری ؟
یعنی منو نجات بده
من:هان خوبم مرسی من برم قربدم خوش بگذره بهت 😀
یعنی اینکه تلافی اون کار اخری دانشگاه بخور
آراد:خوش بگذره
یعنی من میدونم تو بعدا
رفتم وسط رهاد دست رها رو این کش تمبون کشید اومدن وسط آرمان هم اومد وسط
آرمان:وایی عشقم رهاد نیازی به چراغ دادن نبود خودم میومدم وسط ااا چطوری دختر عمو
من:خوبم مرسی
دانیال:اقا برین کنار من اومدم
یع قرجوادی دادکه من خدایش نمی تونستم همچین قری بدم
دانیال:ماکان داداش دعوت نامه میخوایی پاشو بیا دیگه
من: کر نمیشنوه ولش دانیال
یهو دیدم رفت سمت میکروفون
دانیال:اهم اهم الو الو صدام میاد
همه:اره آره
دانیال:خوب خداروشکر بزرگسالان گرامی خواهش مندم به خونه بغلی که چفت همین خونه اس تشریف ببرین این جونایی پیرنما یه قری بدن باتشکر
من:همه خودین این ادا هارو درمیارع
دنیا:اره همه فامیل درجه یک و.دو هستند
من:خداروشکروگرنه ابرو نمیموند برام دیگه
همه بزرگ ترا رفتن ویلا بغلیه
کادومو دادم دستش بازش کرد
بابابزرگ:خیلی قشنگه مثل کامران کتاب دوس داشت
من:نمیدونستم چی دوس دارین طبق علاقه خودم خریدم بریم پایین همه منتظرتونن
بابابزرگ:نه بچه سنی ازم گذشته دیگه پیر شدم
من:اااا کی میگه باید بریم پاشین پاشین
دستمو دور بازویی بابابزرگ حلقه کردم رفتیم پایین تا صدایی اعصاش که به پله ها ضربه میزد به گوش مهمونا رسید همه سرا برگشت چشمایی همه برق خوشحالی گرفت
که دانیال چنان سوت بلبلی زد که همه یهو بع خودشون اومدن و دست زدن
رهاو دنیا و دیبا اومدن سمتمون
رها:بابایی داشتیم دیگه نو که اومد به بازار کهنه شدش دل ازار اره
بابابزرگ:کی میگه نوه خوشگل من توجایی خودت آیسان جایی خودش
دیبا:رسما آقاجون حرفتو تایید کرد
دنیا دست بابابزرگ و بوس کرد و تولدش تبریک گفت
من:بابابزرگ منم با دخترا برم
بابابزرگ:خوش بگذرع بهت برو دخترم
رها:مهرمار داریا انتر
من:ووواااا بومن چه
دیبا:بچه ها بچه کنه هارو
اونورو نگاه کردیم ترانه و ترلان چشونه خدایی انتخاب کنین کی رو میخواین آراد بدبخت دیگه داشت اشکش در میومد
من:یکی به داد اون بدبخت بیچاره فلک زده برسه خواهرش کجاس؟
دنیا:😂 😂 رفته دنبال کیک با بابایی ماکان
من:وااا مگه اون دوتا چلاغ بودن یا سرطان مرغی داشتن
*اولن که اون آنفولانزا مرغیه دومن آتوسا ادرسشو میدونست سومن ماشین من خراب بود
برگشتم الله اکبر دوتاشون پشتم واستاده بودن
من:وااااا چرا به من توضیح میدن اشکال نداره اشکال نداره
یهو اقا این اهنگ هرجا بری پایتم من پخش شد😂 😂 منم که جوگیر این اهنگه بودم
من:کاری باری من برم قربدم شماها نمیاین
به سمت آراد اینا رفتم کرم گرفته بود شدید ها
آراد:ااا آیسان چطوری ؟
یعنی منو نجات بده
من:هان خوبم مرسی من برم قربدم خوش بگذره بهت 😀
یعنی اینکه تلافی اون کار اخری دانشگاه بخور
آراد:خوش بگذره
یعنی من میدونم تو بعدا
رفتم وسط رهاد دست رها رو این کش تمبون کشید اومدن وسط آرمان هم اومد وسط
آرمان:وایی عشقم رهاد نیازی به چراغ دادن نبود خودم میومدم وسط ااا چطوری دختر عمو
من:خوبم مرسی
دانیال:اقا برین کنار من اومدم
یع قرجوادی دادکه من خدایش نمی تونستم همچین قری بدم
دانیال:ماکان داداش دعوت نامه میخوایی پاشو بیا دیگه
من: کر نمیشنوه ولش دانیال
یهو دیدم رفت سمت میکروفون
دانیال:اهم اهم الو الو صدام میاد
همه:اره آره
دانیال:خوب خداروشکر بزرگسالان گرامی خواهش مندم به خونه بغلی که چفت همین خونه اس تشریف ببرین این جونایی پیرنما یه قری بدن باتشکر
من:همه خودین این ادا هارو درمیارع
دنیا:اره همه فامیل درجه یک و.دو هستند
من:خداروشکروگرنه ابرو نمیموند برام دیگه
همه بزرگ ترا رفتن ویلا بغلیه
۵.۸k
۱۳ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.