{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمان تو می بخشم همه دار و ندارم را

به چشمان تو می بخشم همه دار و ندارم را
به لبخند تو می بازم همه ایل و تبارم را

تو چون خورشیدی بی پایان دلم را گرم خواهی کرد
و من دست تو می سپارم زمستان و بهارم را

دلم را خوب می فهمی ، غمم را خوب می دانی 
بگیر از من به لبخندی تو این شبهای تارم را

کمی باران ، کمی دریا ، کمی هم عصر پاییزی
و تو باشی همین کافی است قلب بی قرارم را

به چشمانت فقط باید کمی طعم غزل بخشید
که جدی تر بگیری باز شعر ماندگارم را

همه ایمان من هستی در این بیراهه ی تردید
به لبخند تو می بازم همه ایل و تبارم را
دیدگاه ها (۱)

تمام تو برای من؛تمام من فدای تو..چه عشق عادلانه ای برای من ب...

یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با منمِی از من و ساقی تو، پیما...

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی.دوستت دارم چون زیبات...

قاصدک هان چه خبر آوردی ؟از کجا و از که خبر آوردی؟خوش خبر باش...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

چندپارتی جیهوپ

چندپارتی جیهوپ

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۹: دعوا و دخالت پدرجونگ‌کوک و تهیونگ داشت...

فیک : بین راندها

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط