{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مـردی دل ببنـد که از علاقـه اش به خــودت مطمئـنی..

به مـردی دل ببنـد که از علاقـه اش به خــودت مطمئـنی..
قانون ِ رابطـه ها این است:

مــرد باید عاشــق تر باشد...
مرد است که باید برای داشتنـت تــلاش کند...
مرد است که باید پـُر باشد از نیاز ِ به تــو...
مرد است که باید بجنگد!!
تو چرا نشسته ای کنج اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای
و اشـک میریزی و روزهایت را آتـش میزنی!چنـد سالت است مگر؟!؟
اینکه مینویسی خستـه شده ای...
اینکه مینویسی دیگر کشش نداری...این فاجعـه است!!! فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهــایت هستند...
حالاست که باید بخنـدی...
حالاست که باید رهـا باشی و آزاد...
حالاست که باید دخترانگـی کنی!!

نه که همـه را خط بزنی و بنشینی کنـج اتاق و دیوارهایش را خـراش دهی
و زار بزنی برای نـداشتن مردی که حواسـش هم به تو نـیست!!!

برگـرد دختـر...
برگرد به زندگـی... حیف دیگه از ما گـذشت..
دیدگاه ها (۲)

از خودم راضیم ╬►ﭼِﺮﺍ ؟؟ﭼﻮﻥ ↘ﺑﺎ ﻫَﻤِﻪ ﺧَﻨﺪﯾﺪَﻡ ↔ﻫَﻤِﻪ ﺭﻭ ﺩِﻟﺪ...

"مــــن"و"تــــو" ...مــــانشـدیم چون "او"هــم بـود ...با"من...

هیییییسس...!!!به من دل نبندید.نگذارید با رفتار سرد و یخ زده ...

بـــاهام بودے ✔ ولـــــے همیـــــشہ میـــدونستم➣ موندنے نـــ...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

داستان عاشقانه جدید

پارت ۳۸ صدای قدم‌ها در راهروی خالی بیمارستان می‌پیچید.تق... ...

پارت ۵۰ در کاملاً باز شد.مردی که در فیلم دیده بودند، آرام وا...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت نهمدرِ عمارت باز شد.مردی با کت مشک...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 25صدای قدم‌ها در ساختمان می‌پیچید.همه‌چیز ساک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط