{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم
تلخ را شیرین سرودم، زشت را زیبا نوشتم

چشم وا کردم به روی زندگی کابوس دیدم
چشم بستم خط به خط کابوس را رویا نوشتم

از دل آزرده ام با هیچ کس چیزی نگفتم
بارها از بهره نابرده ام اما نوشتم

تا کسی از چشم هایم شکوه هایم را نخواند
اشک را در پرده پنهان، خنده را پیدا نوشتم
دیدگاه ها (۴۶)

دلتنگتم مادر 😢 😢 😢

تکلیف من چیست؟تکلیف من و عشق تو روشن شدنی نیسترفتن شدنی نیست...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم تلخ را شیرین سرودم، ز...

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، زش...

‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، ز...

‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، ز...

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، زش...

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، زش...

‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، ز...

‏شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتمتلخ را شیرین سرودم، ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط