{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۲۲

به طرف صدا رفتم از پله ها بالا رفتم اون صدا منو برد به اتاق پارسا دیدم ک بچه رو داشتن تو اتیش میسوزندن یک زن جوون ک بدنش از روکش طلا بود دختر رو از اتیش گرفت و دختر بوسید دختره بال هایی سفید از پشتش بیرون امد تا امد پرواز کنه پارسا صدام میزد

پارسا:اهو اهو چرا گریه میکنی چرا امدی اتاقم چرا خیره شده به پنجره
اهو:پارسا یک بچه ای دیدم ک بال داشت
پارسا:بال داشت؟چی شکلی بود؟
اهو:ته چهرش شبیه من بود یک خانوم خوشگل ک بدنش از روکش طلا بود اونو بوسید اون دختر بچه بال از پشتش امد
پارسا:خیالاتی شدی برو اراد امده

(اهو)
بدو بدو کردم تو بغل اراد
اهو:سلام خونشامم من خسته نباشی
اراد:سلام چشم خوشگله من شماهم خسته نباشی
اهو:من ک امروز خسته نشدم حوصله ام سررفت
اراد:از فردا غزل هست خونه
اهو:منو میبری خونمون پیش مامان بابام دلم برای داداشم ارمان تنگ شده
اراد:میریم عجله نکن
اهو:اراد امروز یک چیزی خیلی بدی دیدم نمدونم خیالات بود یا چی
اراد:بگو بیبینم چی بود

برای اراد تعریف کردم
اراد:خیالات دیدی فدات شم برو با غزل بیرون یکم باهاش خرید کن
چشمک زد به غزل
غزل:اره بیا بریم اهو خرید

(اراد)
پارسا ارکان اراس اران ارتا ارسام بیاین موضوع بحرانه ...........
دیدگاه ها (۲)

اهوی من پارت ۲۳ ارکان:باز چی گوهی خوردی اراد اراد:درست صحبت ...

اهوی من پارت ۲۴ (اهو)منو غزل خرید هامون کردیم امدیم خونه ک د...

اهوی من پارت ۲۱ رفتم اتاق بغل دستی وقتی واردش شدم انگار جهنم...

اهوی من پارت ۲۰ ارکان:اهو میدونه اونو از من گرفتی اراد:دهنتو...

عشق در تاریکی 27.<< ویو کوک >> ساعتای 4 بعد از ظهر بود ک دیگ...

پدر خوانده عاشق پارت آخر.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط