{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنی

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون اینهمه دیوار/تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
دیدگاه ها (۴)

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم ...

دلم گرفت ازاین قفستوحسرت یه همنفسمن دیگه رونمیزنماین دیگه آخ...

تازه دارم به حرفات میرسم...راست میگفتی...حق باتوبود...خدانگه...

آرامماماعجیب ناآراممبه قول بعضیهاآرومدلم عجیب طوفانی است حال...

پارت ۲ساعت ۱ و ۵ دقیقه ی شب_تهیونگ:داشتم تو یه محله ی پایین ...

عاشقانه های شبنم

سلامی دوباره🌚 بعد اینکه اومدم شرایطمو بهتون گفتم و گفتم که د...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

#خداشناسی #خداباوری#خدایا_شکرت #خدایاشکرت #متن #حرف #سخن #حر...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط