{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنج سالم بود

پنج سالم بود

خواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کرد

به او فحش دادم 

و با خود فکر کردم او

بی رحم ترین خواهر دنیاست

در تاریکی گریه کردم

بیهوش شدم

بهوش که آمدم

سربازان خواهرم را کشته بودند
دیدگاه ها (۳)

و یـک روزیـک روزِ خـیـلـی بـدرفـتـنـم را، بـرای هـمـیـشـه، ب...

سهـــم مــنخانــه ای اجــاره ای در قلب توست...!و هــر روز......

تهمت بزرگی ستبیست و چند سالگیدردهای منفاجعه هایی شصت ساله ان...

سلام دوستای گلم...نماز روزه هاتون قبول باشه...عید فطر رو به ...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط