میوه هنر
میوه هنر
آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز از جور تبر، زار بنالید سپیدار کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی از تیشه ی هیزم شکن و اره ی نجار گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس کاین موسم حاصل بودو نیست تورا بار تا شام، نیفتادصدای تبر از گوش شد توده در آن باغ،سحر،هیمه ی بسیار 5 دهقان چو تنور خود از این هیمه بر افروخت بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار آوخ که شدم هیزم و آتش گر گیتی اندام مرا سوخت چنین زاتش ادبار خندید بر اوشعله2 که از دست که نالی؟ ناچیزی تو کرد برین گونه تورا خوار آن شاخ که سر بکشد و میوه نیارد فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار جز دانش و حکمت نبود میوه ی انسان ای میوه فروش هنر، این دکه و بازار 10 از گفته ناکرده و بیهوده چه حاصل؟ کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت روز عمل ومزد، بود کار تو دشوار
((پروین اعتصامی))
آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز از جور تبر، زار بنالید سپیدار کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی از تیشه ی هیزم شکن و اره ی نجار گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس کاین موسم حاصل بودو نیست تورا بار تا شام، نیفتادصدای تبر از گوش شد توده در آن باغ،سحر،هیمه ی بسیار 5 دهقان چو تنور خود از این هیمه بر افروخت بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار آوخ که شدم هیزم و آتش گر گیتی اندام مرا سوخت چنین زاتش ادبار خندید بر اوشعله2 که از دست که نالی؟ ناچیزی تو کرد برین گونه تورا خوار آن شاخ که سر بکشد و میوه نیارد فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار جز دانش و حکمت نبود میوه ی انسان ای میوه فروش هنر، این دکه و بازار 10 از گفته ناکرده و بیهوده چه حاصل؟ کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت روز عمل ومزد، بود کار تو دشوار
((پروین اعتصامی))
- ۲.۳k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط