سناریو

#سناریو
#استری_کیدز

وقتی سیگار میکشی و میبیننت

هان: میدونستی هان برخلاف شغلی که داره روحیه آسیب پذیری داره‌توهم اصلا دوست نداشتی که بفهمه سیگار میکشی. چون میدونستی که داغون میشه.ولی خودت چی؟ کی میتونست تورو از این حالت داغون دربیاره؟
توی تفکراتت غرق شده بودی که متوجه صدای هقهق کسی از کنار تختت شدی، سرتو بالا آوردی که با چشمهای خیس هان مواجه شدی.
سیگارو از دستت گرفت و روی زمین پرت کرد.و محکم تورو به آغوش گرف.
همینطوری که داشت گریه میکرد و موهاتو نوازش می‌کرد گفت

_ببخشید.....که مواظبت نبودم
دیدگاه ها (۰)

#سناریو#درخواستی#استری_کیدز وقی خواهر ۱۳ سالشونی و از خونه ف...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی وقتی حامله ای و سیگار میکشی(قرا...

#درخواستی#استری_کیدز وقتی سیگار میکشی و می‌فهمن(اعضا مافیان)...

#درخواستی #هانوفتی لباس باز میپوشی و میری بار..........بعد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط